پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه ککلو kokalo انگشت کوچک تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کل kol گودال، همه، سر «dākā agom kalam dard akon» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیحاجی‌آبادی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کُلابَکو قبره، چکاوک کاکلی (کورکولا) «کُلابَکو مَه لِل لا تُخم اَکُنُم سَرِه را، هَر کَه تُخمُم بِسِینتِه خدا جوونی…» هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه کلاک kalāk کلاب (باشگاه)، چوب‌دستی مخصوص چوپان در حال بررسی بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلب kalb تیر افقی در جلوی قایق که به دو قائم جلو بسته شده‌است، سگماهی، نوعی ماهی هامور تأییدشده · ۳ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کلپوره kalpura گیاهی وحشی کوهی برای رفع دل‌درد و نفخ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه کلچه مراسم عقد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلر calar یقه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلغ kolegh سرفه، چربیای که در حاشیۀ چشم جمع می‌شود تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلفات kælfat تعمیر و پرکردن سوراخ‎ها و رخنه‌های به‌وجودآمده در بدنه پایین تخته‌های لنج با پنبه‎های آغشته به روغن، تا از…، فتیله‌های پنبه‌ای آغشته به روغن کنجد که میان درزهای تخته‌های لنج می‌گذارند تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلفس calafs گشنیز (در ورق‌بازی) تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلقر kalqor بداخلاق تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلک kelak چانه تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلکچی kelkechi قلقلک تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلکسرخ kalaksorx گونه‌ای نخل میان‌رس، نسبتاً مرغوب و پربار تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه کلله kellele بسیار کوچک و کوتوله تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلمپی kolompi نوعی خرچنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلمچ kelamoč استخوان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلمدماغ kalam-damāγ استخوان بینی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلمی kalami نی‌زن، گونه‌ای نخل میان‌رس و نادر با خارک زردرنگ تأییدشده · ۲ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه کَلّو kæll-o سر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه کَلواز یا کَل آواز فریاد زدند هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلّوب kollûb حلقه، قلاب تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلودنگ koludang لانه، سوراخ (جانور)، آشیانه «koludang besâzim» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلوش نوعی پیراهن زنانه تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه کله زدن (موج) kælle-zædæn بلند بودن موج بیش از پنج پا «دریا چطوره؟ - موج کله میزنه» تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کلهب kælæhb چوبی در سینه لنج که برای نگهداری لنگر به کار می‌رود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کله‌کندی kale-kandi یکی از ماهی‌های بسیار کوچک با نام عومه را با مقداری نمک تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلیبالداو kelibaddāv نوعی ماهی مانند سفرهماهی ا ما با بدنی کشیدهتر تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه کلیز تلاش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.