واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
کلیکو
کلیکا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلیل
kelil کلید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلینچ
kelinč ششانگشتی
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم
kam کوه، کم، کمان
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیکمزاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم ادون
قوم و قبیله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم خور، نور چش، هيچ مخور و هر دو چش
Kam xor nour-e čaš, hič maxor va har dočaš کمخور نور چشم است، هیچنخور هر دو چشم
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُمب
komb قوز
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمبار
kæmbar نوعی طناب ضخیم پر از الیاف نارگیل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمتولی
kam tüli کمعمقی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمر چین
یا دور چین، دورچین پیراهن قدیمی چیندار زنان هرمزگان، پیراهن دوزرچین با دامن چیندار و دو جیب
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمره
komræ انباری کوچک در سینه لنج که ابزار و وسایل جزئی در آن نگهداری میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمسپی
دوچرخه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمک دلیور
komak deleyver تکنسین و دستیار د لیور لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُمَنزیل
پرندهای از خانواده کبک شبیه بلدرچین (تیهو)، پرندهٔ جیرفتی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کموتر
kamutar یا کفتر کبوتر
«bodow tâ kamutar bašim o»
تأییدشده · ۲ منبع قشمیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کموم نادت
مقدار کم به من نمیدهد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمیز
نگاهکننده با دقت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کن پن
kon pan کونپهن، تپل یا بیحال و بیدستوپا
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُنار پیر
درخت کنار کهنسال و مقدس کنار قبرستان یا زیارتگاه پیران
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنبار
طنابهای قایق که از الیاف نارگیل بافته میشود
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنترل
kontorol برج کنترل که عملیات کنترل تردد شناورها
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنتو
kenatū کرچک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنته
konta ساقهٔ درخت نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنچوک
konchok آرنج
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندَ
خنده
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندِر
kander چوبی که دو سرش برای نگهداشتن طناب تراشیده شده و دلو آب را از آن آویخته بر دوش میبردند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندرک
konderek آدامس، جویدنی
«konderek axāsī? ethādom»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندروک
kondoruk آدامس
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُندُک نونی
ظرف نان
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُندوروک
Kondorok آدامس
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
