پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه گشته gešte ماده خوشبو، مادهٔ خوشبوی دودکردنی در اتاق بیمار زار تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گشته سوز ظرف بخور دادن هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گشر gešer نوعی صدف چسبیده به صخره‌ها و برنده، نوعی گوش‌ماهی یا سنگ‌ریزه‌های دریایی هستند که به بدنه لنج و گل‌های ساحل می‎چسبند، نوعی مرجان دریایی که به کف لنج می‌چسبد تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گُشنَم goshnam گرسنه‌ام تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گُشنَی gošnay گرسنه تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه گَشو بهشتی، گشاده شدن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه گصمول gasmul مرجان شاخهایشکل تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گفال gæffal از «قفال» عربی، از آب بیرون‎کشیدن لنج برای تعمیر یا شست‎وشوی بدنه لنج، فصل استراحت کارگران لنج تأییدشده · ۳ منبع کیشیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گفتن geften گرفتن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گفشه gafʃa یا قفشه قاشق تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گُفیه قرقره‌های طناب‌های قایق هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه گل اخلک لبالب، تا خرخره هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل اشرفی نقش زری با دایره‌های پیوسته شبیه سکه تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل اشرفی قیچی نقش زری با ضربدرهای قیچی و دایره تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل انو گازی انو دوباره، از نو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل بالا نقش گلدوزی بالای دمپای شلوار ودویی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل بگنت سر بخورد، بچرخد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل خارک gel xarak نوعی ماهی که در ته آب گل می‌خورد تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل خری gole xori گیاهی بسیار تلخ که جوشانده‌اش برای رفع نفخ و ناراحتی طحال است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گل شاهینی نقش شاهین روی جلبیل، بهترین نقش تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل که بي اش نبي چن خار هم نين Gol ke bi oš nebi čon-e xār ham nin گلی که بو ندارد مانند خار هم نیست هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل نخی یا گل اطلسی نقش دوخته‌شده روی شلوار گل بالا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل و طوف نوعی برقع با نقش گل (برقع نخی کوه مبارک) تأییدشده · ۱ منبع جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلابیوک golâbi-yok گلابی هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاته gælate پول مربوط به هر سفر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاف gallāf سازندگان انواع شناورهای دریایی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلافن Gallaf سازنده و تعمیرکار لنج هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلالک Golalak کاکل، دسته‌ای از موی وسط سر کودک که نذر می‌کنند و نمی‌تراشند، دستهای از موی وسط سر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاه golāh ماهی گیش می‌گویی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلس gæls بستن لنج یا قایق به لنج یا قایق دیگر به وسیله طناب تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.