پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه گلس‌کردن gæls kerden کشیدن یک لنج یا قایق توسط لنج یا قایقی دیگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گِلکَنی gelkanee یا غدیر محله‌ای قدیمی در بندرعباس، محل برداشت خاک که در باران آبگیر می‌شد، گل‌کنی (گودال‌های موجود در بندرعباس قدیم) تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلگلی بازی محلی با رینگ دوچرخه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمپک qolompak نخ‌های رنگارنگ و گلوله‌پشمی برای تزیین شتر در عروسی هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمه gelæmæ لوله‌ای که بر سر لوله‌ای وصل می‎شود که شافت موتورلنج در آن قرار دارد تا مانع نفوذ آب به درون لنج شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمی چاله پر آب کنار رودخانه، ژرفا هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلوروغو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلولی خمره هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلووه goluve نوعی مروارید درجهچهارم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گله نتو qalley nato نام یکی از بادهای زار (روح بیماری‌زا) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گَلِه‌کَرُنُ gælekærᴐnᴐ گردنبند تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گلیچی نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گمار Gomar هیولای اختاپوس‌شکل با چشمان نورانی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گِمت gemæt آب جمع‎شده در ته لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گِمیز gemiz ادرار، شاش تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گُن gon سنگ، بنه، درختی از خانوادهٔ پسته که از شیرهٔ تنه‌اش نوعی کندر به دست می‌آید تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه گنتال gantāl گونه‌ای کمیاب از درخت نخل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گنجل ganjal نوعی گیاه (دود آن را سرمه می‌کنند) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گَند gond کثیف، بیضه، خایه تأییدشده · ۳ منبع هرمزیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گندگربی gondgorbay گونه‌ای نامرغوب از درخت خرما، میان‌رس و نادر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گندمک نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گنگوی gængwey پلة کشتی که برای تردد خدمه به خشکی کاربرد دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گنگی کتن gangi-geten لکنت زبان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گنوخ ganux دیوانه تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه گنوغ Ganugh دیوانه، مجنون، نخل دیوانه (نخل بی‌ثمر با برگ‌های کج و زرد) تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه گنه کارون اميدشون و خدا هن، گذشت از درگه ربّ سما هن Gonah kāron omidšon va xodā hen, gozašt az dargah-e rabb-e samā hen گناهکاران به خدا امیدوارند، گذشت از درگاه خدای آسمان‌هاست هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گو gəw یا گوئل، گوو گاو، مدفوع، عروس «gəwu həwli» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه گواب ماهی هوور، تن ماهی، هوور یا تن تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گواهِن gavaahen گواه است تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گوای باد هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.