پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه گون gon یا دراعه لباس گشاد و بلند زنانه، نوعی پیراهن زنانه هرمزگانی، سنگ تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گوو عروس هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووزن gowzen بادبزن هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووک نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووگ govüg عروس تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووه qowvoh عروس تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووه که ممی تعریفی بکن لایق (لایک) دم بشکیشن qowvoh ke momi tarifi bokont lāyek dame boškišeh با عروسی که مادرش از او تعریف می‌کند نباید ازدواج کرد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووه که ممی تعریفی بکنت لایق دم بشکیشن gowvoh ke momi tarifi bokont layeqe dam boški šen عروسی که مادرش از او تعریف کند لایق خانهٔ پدرش است، با چنین دختری نباید ازدواج کرد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گووه ما خودی کورا بهنیشن که خر لقتی زدی qowvon mā xodi kora bohnišen ke xar laqati zadi بهانه‌جویی، گناه خود را به گردن دیگران انداختن هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گووه ما خودی کورن بهنیشن که خز لغتی زدی gowvu mā xodi kura bohneyšen ke xar laγati zadi عروس ما خودش کور بود، بهانه آوردند که لگد خر کورش کرده، بهانه‌جویی و انداختن گناه به گردن دیگران تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گویم gowyem چارچوبی که در سینه، در میان و در عقب لنج قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گه ge خانه تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گهمه gahme از اواسط آبانماه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گهورت gohort بزرگ هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیام giyɑm درستکار تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیپا gipā شکمبه تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گیچی gēč-i گردن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گیرَخ مورچه هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیرغ دور چربی اگردت qireq dore čarbi aqardet کسانی که به دنبال سود و منافع با مرفه‌ها دوستی می‌کنند هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیسه gisa بزغاله تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیشر gišer همان گ سار است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گیگ gig نوعی قایق موتوری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیم gim طعمه قلاب ماهیگیری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گین gin- نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گینعبودسلطان geyn-abud-soltān طوطیماهی ایرانی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گینعجمی geyn-a?jami طوطیماهی یشمی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گینعربی geyn-arabi طوطیماهی با پولکهای زرد رنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیوه پاپوش بافته از نخل و پشم تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیه gijæ کجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لِ زِمِنگ le zemeŋ روی زمین تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.