واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
لاش
laš خشکیهایی که در اثر پسرفتِ آب در خور به وجود میآیند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاشهدرد
lāša-dard کوفتگی بدن، درد مفاصل و استخوان ماهیگیران
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاکی
پلاستیکی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاگیتو
lāgito نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لالا
خوابیدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لامی
lami مخلوط رنگ و آهک که برای جلوگیری از زنگزدگی میخهای لنج به سر آنها میمالند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لانچ
قایق موتوری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاهم
lahem یا لاهن به گل نشسته (برای لنج و کشتی)، به گل نشستن لنج، به گلنشستن لنج یا قایق
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایروب
layrub شناور فلزی بزرگی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایف رفت
layf ræft قایق نجات
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایف رینگ
layf ring حلقة نجات
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لب بله
گلابتوندوزی بر لبهٔ چادر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لبسالدول
lebsaddavl لباس یکپارچهای که سرتاسر بدن را میپوشاند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگ
لنگ بافته برای بازی لپنگا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگا
نوعی بازی محلی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لت
lat زور، بخش کلفت شاخه که به ساقهٔ نخل وصل است
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لتّو
latto کهنهپارچه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لِتَه
leta ریختن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لحام
lahem / loham به گل نشستن کشتی یا لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لحمر
lehmer بادی که از یازدهم آذرماه آغاز شود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لخمهرگته
loxma-ragta سفرهماهی پلنگی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لدم
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لرد
lard بیرون
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لَردتر
larttar دورتر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لردکی
صحرا، دشت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لرو
laru لکنتزباندار
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لز
loz خورشید
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لزاک
چسبک، ماهي چسپان
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لزاگ
lazzāg چسبکماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لسانالثور
lasānassowr کفشکماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
