پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه لستن lest-en لیسیدن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه لسمونگ lesmoŋ ریسمان تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لش ریش هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه لشتی laštey گونه‌ای نخل میان‌رس با خارک قرمزرنگ و خرمای نسبتاً مرغوب تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه لشینگ læšing مهار کردن بار در شناور تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه لغت laγat لگد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه لَفالیف بالش و زیرانداز و ملحفهٔ سبز روی تخت داماد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه لفت Loft میوه رسیده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه لُقموک قاشق هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه لک lak لباس، پارچه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لک لککا دو نفر که به هم چسبیده‌اند و دعوا می‌کنند هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه لکزب lečezæb / lekezæb بادی که از سمت شمال غربی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه للین دمپایی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه لم چیت پشت‌پا هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه لمز lemez موریانه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لمشتن lamošt-en لیز خوردن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه لنج غیر lænǰ-e γeyr لنج غریبه و ناآشنا تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه لنچ lanč لنج، قایق موتوری، شناور موتوری تخته‌ای که کاربرد صید و مسافربری دارد و دارای انوا‎عی است تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه لنک lonk لنگ (تکه‌ی سوم کفن) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه لنکوته لنگ، چادر مخصوص اهل هوا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه لنگرش سنگینن Lengeras-sanginen لنگرش سنگین است تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه لنگرگا lengær-ga / længær-ga محل لنگر انداختن شناورها به گونهای تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه لنگوته لنگ تاشده، لنگ (به‌جای شلوار) تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه لنگوش نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه لنگهخط بحری xætt-e bæhri خط جنوبی مسیر عبور کشتی‌های بزرگ در تنگة هرمز تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه لو lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه لواشتری lov-ašteri لبشتری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه لوبند loband دهان‌بند (بستن دهان دام در آیین نوروز دریا) تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه لوتوک lovtok یا لوتک گروه دختران دعوت‌کننده به عروسی، گروه زنان جوانِ شوهرکرده که با پارچهٔ سبز بر سر مردم را به عروسی دعوت می‌کنند تأییدشده · ۲ منبع سیریکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لوتی lûti آدم بی‌بندوبار و خوشگذران، گروه موسیقی مراسم تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.