واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
مَخو
maxo نخور
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَخّی
mæxx-i زنبور عسل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدالغوص
maddalJows آغاز دورة صید مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدی غهوپ
madi ηovhp کودکترسان معروف بازارهای میناب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مر
mer- نرو، مردن
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَرازِگ
ملاج، فونتال
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرچاک
merčâk چوب نخل برای بستن شکستگی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد دو زنی شو تو مسجد اخوت
marde do zani šove to masjed axovet مردهایی که دو زن دارند همیشه سرگرداناند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد دو زنی شو تو مسجد اخووت
marde do zani šeuve tu masjed ʔaxuvet مردی که دو زن دارد همیشه سرگردان است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد فخیر ا رو اشتر سغی اگنت
marde faxir ʔe ru ʔoštur sayi ʔagent مرد فقیر روی شتر هم باشد سگ گازش میگیرد، فقیر بدشانس است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد فخیر ا رو اشتر سفی اگنت
marde faxir arovye aštor safi aqent مرد فقیر بدشانس است
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد کور ا خدا دو چهم بشتری ناوا
marde kur ʔa xodâ do čehm beštari nâvât کور از خدا دو چشم بیشتر نمیخواهد، آدم قانع به اندازهٔ نیازش میخواهد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد کور دو چهم بشتری ناوا
mārde kar do čehm bešterināvā انسان قانع به اندازهٔ نیاز میخواهد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد گلآلود
انسانوری گلپوش در مردابها که کودکان را میرباید
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد مگه خودی تجک ببوت
mard maqa xodi tejk bebut آدم مگر خودش شرمنده و پشیمان شود، وگرنه با نصیحت درست نمیشود، کسی که خودش جوهرهٔ خوبشدن نداشته باشد با نصیحت خوب نمیشود
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مردنون
مردهها
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مردوکو
مرد
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مردینگال
مردها
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرزاب
mærzab سوراخهای تعبیهشده در کنارهی سطحِ رویهی لنج که باعث تخلیه آب درون لنج میشوند، آب رو یا ناودانهای اطراف عرشه را گویند
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرزبن
marzabon گونهای مرغوب از درخت نخل با خرمای زردرنگ
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرزماش
یا مردآزما موجود قدبلند سرخچشم بیابانی که صدای آدمی را تقلید میکند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرزی
marzi ناودان، ناودون، آبرو
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرش
گلابپاش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُرغ به جایی اِرت که دانه بِچینت نه به جایی که کینه بِچینت
درباره رفتوآمد با آدم بدخلق و کینهتوز
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرغ کروک
morg korok مرغی که روی تخمهایش خوابیده (کرچ)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرغیزه
morγeyza پرنده
«morγeyza aseyr abu»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرک
merk مرد
«dæh kes merkən»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرکب
morkab کشتی بزرگ، کشتی، قایق
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرگ
morag قلیهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرگ شش
marg-e šoš انگشت شست دست
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
