واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
چوک یوما
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
چوکلک
Chūklak جوان، پسر جوان ازدواجنکرده، جوان ازدواجنکرده
«چوکلکها در بندر کار میکنند.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چوکُن
chookon بچهها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چوکو
chooko بچهها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چولت
خرابت، ویرانت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
چولنگ
Chūlang یا چولنگن کودک، بچه، بچه (فرزند)
«چولنگها در ساحل بازی میکنند.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
چولنگی
Chūlangi کودکی، دوران کودکی
«در چولنگیام با پدر به دریا میرفتم.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانه
چولودن
choloodon اجاق، جایی برای آتش
«چولودن برای آتش»
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چه بودِن
che booden چه شده است؟
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
چهک
Chahk بنیه، قدرت، توانایی
«چهکش خوبه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهم
čehem چشم
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
چیپیری
cheperi یا چپرتک، چیرووک خردسال، کوچک و خرد، کوچک
«بچه چیپیریست»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حباب
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حد غیس
Had Ghis با تمام نیرو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حدر
Hadr نوعی روش صید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حرفُنی
harfonee حرفهایی، سخنانی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حرما
خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حک
حق
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلم جانی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلوا
حلوا ماهی (سفید و سیاه)، حلوا سفید و حلوا سیاه (ماهی)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلیچه
ناودان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمفولوس
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنیر
hanir حنا
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حواجیل
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حورمودر
یا هورمودر نام چشمهای در دامنهٔ کوه گنو، به روایت عامه یعنی حوریای که موی سیاهش دیده میشود
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیش
heysh یا هیش عروسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیوم
ایام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خ
xo خود
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
خارشنگ
Kharsheng آبشش ماهی
«خارشنگ برای تشخیص ماهی»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارنگو
توتیا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
