واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
جندار
ژاندارم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جنغ
ویار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوا
پایان بهار و آغاز گرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوال اوشن
jovāl-owšen جوال پر از آویشن، لولوی کیسهای که بچهها را میبلعد، کیسهٔ بزرگ آویشن که بچهها را میبلعد
«بخووین که شو نشهرن»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
جوتی
Jūti کفش، پاپوش
«جوتیهای قدیم را رها کردم.»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جور
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوشک
Joshk یا بنجیر، در گنجشک، حلقههای طنابی که بادبان را به پروند وصل میکند، در
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیلاری +۲
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
جوغن
jooghan هاون، هاون کوبی
«جوغن ببدام»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جولم
مقوا (ماهی)، مقوا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوم
jum جام، کاسه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جون
jun قشنگ، زیبا، تن
«jun-e kākā-š»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونم
جوانان ما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونن
قشنگ است
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
جهاز
Jahāz کشتی چوبی، ناو، نام عمومی ناوها
«جهاز بزرگ از بندر حرکت کرد.»
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهر
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
جیک
Jik گهواره، تاب خوردن، تاب دادن
«جیک خورد»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیک خوردن
jik xorden تاب خوردن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیکو
jikü تاب (بازی)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیکوو
Jikow تاب (بازی)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیمه
پیراهن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چ
چه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاچولباز
čâčülbz حقهباز
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاشت
čâšt ناهار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکلیت
čāglit شکلات
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکه
دست زدن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چپونی
اجرای موسیقی تند با دهل و کسر در پایان عروسی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چتوکا
چهطور
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چخوخ
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
چرت
Cheret جیرجیرک، لقب کسی که زیاد حرف میزند
«چرت زیر پاها رفت»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چغل امدا
انداختم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
