واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
دیمپازگ
dimpazg خرمای نیمهرطب، خارکی که نیمهای از آن به خرما تبدیل شده باشد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمیل
پرندهای شبیه گنجشک و بزرگتر با تخم آبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دینگوو
Dingauv تاتیتاتی (بازی کودک نوپا)، بازی کودک تازه راهرو
«بچه دینگوو میکنه»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیوال
divāl دیوار
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیونه
deevona دیوانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ذُوعره
یا ذوع ره پرنده مهاجر زمستانی از تیره دمجنبانک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رازغی
گل رازقی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راش
raš هجوم آب دریا به داخل قایق، آبی که در اثر برخورد لنج یا قایق با امواج دریا به درون لنج یا قایق میریزد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راشگو
نوعی ماهی ساحلی لذیذ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رختن
rexten ریختن، پاشیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رژگو
موش خرما، سمور
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رسته
restæ پارو، خیابان
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رشمن
Reshmon نخ خیاطی، نخ، ریسمان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
رشمون
Reshmon نخ، ریسمان، ریسمان (نخ نازک)
«رشمون برای دوخت»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رغبن
صبحانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رفیقی
رفیق، دوست
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
رک
rak یا رق لباس، پارچه، ساختن
«رک کن»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رو تَکِ
roo take رو میکردی (میرفتی)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روخانه
rüxāna رودخانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روخونه
رودخانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روز
ruz یا افتو خورشید، آفتاب
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روز وا دراز
rooz vaa deraaz در طول روز
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روزُن
roozon روزها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روزی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روغن خش
روغن حیوانی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
روغن ریزک
Roghan Rizak نوعی مارمولک براق، مارمولک براق
«روغن ریزک براق»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
روک
Rowk نشاء صیفی، سر از خاک درآوردن گیاه، نشاء صیفی جات
«روک گیاه از خاک بیرون آمد»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
رونگ
Rong موج بزرگ زیرسطحی، موج بزرگ زیر سطح آب که هنوز کف نکرده، موج بزرگ دریا که هنوز کف نکرده
«رونگ خطرناکه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رهت
رفت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رهتن
raten یا رتن، روتن رفتن، ریختن
«Me sob aram danešgā»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
