پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۱۳ واژه‌ی بندرعباسی

متفرقه غالی قالی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غایه ghaye وقت، موقع در حال بررسی بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه غبر بخار آب، غبار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غراب γorab کشتی، کشتی فلزی، کشتی بخار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل غراب بالی Gharab Bali هواپیما «غراب بالی پرواز» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غراب رو مسیر کشتیرانی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غصته غصه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غلمش روشن، تابناک، شعله‌ور هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه غلی نرگو goli-nar ğow لولوی بازار بندرعباس با چهرهٔ انر و گوش‌های بزرگ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته فعل و کار غور Ghur نگهداری، محافظت، نگهداری و مراقبت (از انسان «از بچه‌ها غور کن.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فاله fulah یا فوله شیرینی همراه قهوه (شکلات، حلوا و…)، آجیل و دسری که پیش از غذا برای مهمان آورده می‌شود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه فخیر گدا، فقیر تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرزه forzæ اسکله تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرفروک farfarük فرفره تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فسیل یا توم نهال نخل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته گیاهان فسیلی Fasili نهال نخل «فسیلی نخل کاشتیم» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فکل کراوات هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فلسی نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه فن پنکه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فیشتک سوت زدن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه قباد ماهی قباد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبله دعا مراسم دعا و نذر خرما و ارده به نام حضرت خضر هنگام کم شدن صید ماهی، آیین طلب باران (دعای باران) در مصلی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاتخ قورمهٔ ماهی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاتغ kāteγ خورش، آب خورش، خورشت تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاچاخ kāčāx قاچاق تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کارِنجَک یا غاشکی پرنده‌ای شبیه کلاغ با رنگ آبی (شقراق) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاسپاپشت لاک‌پشت هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاسپه‌پشت kāspa-pošt لاک‌پشت تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاسه‌پشت kāsapošt لاک‌پشت تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه کاشخ متوتا تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.