واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
گووگ
govüg عروس
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیسه
gisa بزغاله
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
گیش
gish نام درختی، درختچه تزئینی گلدار با شیره سفید سمی، درختچه تزئینی گلدار
«گیش پارک»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گین
gin- نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاشهدرد
lāša-dard کوفتگی بدن، درد مفاصل و استخوان ماهیگیران
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاکی
پلاستیکی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لانچ
قایق موتوری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاهم
lahem یا لاهن به گل نشسته (برای لنج و کشتی)، به گل نشستن لنج، به گلنشستن لنج یا قایق
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لب بله
گلابتوندوزی بر لبهٔ چادر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگ
لنگ بافته برای بازی لپنگا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگا
نوعی بازی محلی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
لچک
lachak روسری کوچک سهگوش، پارچه بنددار سر زنان، نوعی کلاه زنانه
«لچک سرش رو پوشاند»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لدم
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لردکی
صحرا، دشت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لزاک
چسبک، ماهي چسپان
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لفت
Loft میوه رسیده
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لُقموک
قاشق
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
للین
دمپایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لم چیت
پشتپا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
لنج
Lanj کشتی موتوری، جهاز با موتور، نام عمومی انواع قایق موتوری با بدنه چوبی سنتی در خلیج فارس و اقیانوس هند
«لنجها هر روز صبح به دریا میروند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنچ
lanč لنج، قایق موتوری، شناور موتوری تختهای که کاربرد صید و مسافربری دارد و دارای انواعی است
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
لنچی
Lenchi حلقه کردن دو پا دور چیزی، حلقه کردن پا، گرفتن با پا
«شاخه رو با پا لنچی کردیم»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنکوته
لنگ، چادر مخصوص اهل هوا
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
لنگ
Lang پارچهای که مردان دور پاها میبندند، پا، گام
«لنگ پارچهای رنگی است.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
لنگوچ
languch نوعی دوزیست ساحلی، دوزیست دریایی
«لنگوچ ساحل»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگوش
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لو
lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
لوار
Laowar یا آتش باد باد بسیار خشک و داغ، باد بسیار خشک و داغ (از شمال به جنوب)، باد گرم و سوزان جنوبغربی (تیر تا شهریور)
«لوار امروز شدیده»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوتیو
ساحل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوجر
ممغ، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
