واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
لومو
لبهایمان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
لووس
Lous لب بالا، لب بالایی
«لووس خونریزی میکنه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
له
Loh هل دادن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لهر
lahar یا جَید، مَهْلَد خانه، کپر
«lahar berut-om seyd»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لهوز
درمانده، ناتوان، مظلوم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیسی
jelbil یا جلبیل، جلویل نوعی روسری یا دستمال سر زنان، پوشش سر زنان (به جای مقنعه)، روسری
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیلام
حراج
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیوا
یکی از بادهای اهل هوا (زار)، نوعی دهل دوسر، مراسمی مشابه زار همراه با سازهای ضربی و آواز
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماچله
mačelæ جیره غذای لنج، خواروبار و آذوقه کارکنان لنج، هزینه آذوقه کارکنان لنج
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماخا
maaxaa میخوردیم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مارنغروش
هزارپا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مارنگروشک
هزارپا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماسک
نوعی فال با هفت ریسمان پشم شتر (برای یافتن دام گمشده)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماش
mâš مگس
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشِ چَنگی
mâše čangi پشه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشِ عسل
mâše asal زنبور عسل
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مال کام حدی؟
اهل کدام منطقهای؟
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مال کم محله ای؟
اهل کدام محلهای؟
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالک
مقصد آخر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماملوچ
گردباد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهله مالا
همخوانی کار جاشوان روی لنج
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
متوتا
نوعی ماهی ریز
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
متوری
نام یکی از بادهای زار که پرتوقع است و طلا میخواهد، نام یکی از زارهای پرتوقع
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مث
مثل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مجد
مسجد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مجدال
majdal آفتابپرست
«مجدال سنگ»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مچ
mæč یا مشک موش، گاو دریایی (دوگونگ)، قلاب و شاخکهای لنگر
«مُشک کوچک»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچک
Mochak یا کوروک مورگی قفس، قفس مرغ یا پرنده، توری دستهدار برای بیرون آوردن خارک از آبجوش
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محر گرد
mahr gard نرده پشتبام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محرنگ
mahreng حصار چوبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
