واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مُگو
mo-go گفتیم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملا بخن
mola bokhon ستاره دریایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملاس
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
ملنگونی
Malengoni نوعی خرمای قرمز ظریف، خرمای قرمز ریز
«ملنگونی قرمز و ظریفه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
ملوک
Malok کرم صدفی سفید ساحلی (طعمه)، کرم سفید سختپوست ساحلی (طعمه ماهی)، کرمی سفید زیرخاکی
«ملوک برای طعمه خوبه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم
mom یا ماما مادر، مامان، خالت
«مادرم غذای خوشمزه درست میکند.»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم شو
mom-e-šow یا ننه شو مادر شب، لولویی که بچهها را به مسواک و دستشویی پیش از خواب وامیدارد، کودکترسان شبهای زمستان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم صالح پغار
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم گین
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم و بپشن
مادر و پدرانشان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ممفولی
بادامزمینی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
فعل و کار
منائی
Manāi کفران نعمت، عیبجویی، عیببینی
«منائی نکن.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منتول
یا موخکن، منتیل دیلم، جانوری شبیه دیلم که هنگام توفان پیدا میشود
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منج
هدفگیری
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
مندیل
Mandīl عمامه، دستار، سرپیچ
«مندیل را دور سر میبندند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
منشوبه
Manshooba قایق کوچک پارویی برای ماهیگیری با قلاب، قایق کوچک پارویی
«منشوبه برای ماهیگیری»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منشوه
قایق کوچک لنجهای بزرگ برای رفتن به ساحل، نوعی قایق
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منمنک
کنه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَوا
ma-vâ یا اُمناوا میخواهم، من باید
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَوا بِرَم
m-a-vā be-ra-m میخواهم بروم، خواهم رفت
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موچی
کفاش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مود
müd مو
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مودهخ
یا مُودِخُ موهایش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مورگ
مرغ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موروک
mürük مورچه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
جانوران
موش دندان
Meshku یا مشكو ماهی شوریده، شوریده، نوعی ماهی یا آبزی
«مشکو ریز»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موشک
müšk موش
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موکه
müke وقت، لحظه، موقع
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موگفتن
یا موگوتن، موگوتی گفتهایم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مولا بوخون
ستاره دریایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
