واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مولت
گیر کردن (ماهی سر قلاب)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
موم
müm یا مو (مادر)، موت مادر
«موم من»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیخمیری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مومغ
نوعی ماهی ریز، ساردین
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونخاردن
monaxârden نخوردهایم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موی سور
moy sur ماهی شور
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه بی او ابرم
me bey ʔo ʔabarom من او را میبرم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
مهر
Mahr یا گرد، تخته چوب خشک و نازک درخت (بهویژه چوب نخل بیبرگ)، شاخه درخت خرما، ساقهٔ برگ درخت خرما
«مهر برای آتش»
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهرنگی
دیوار شبکهای از چوب نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهوه
مهیاوه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میرشکال
شکارچی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مئشوبه
Mashooba قایق کوچک پارویی ماهیگیری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
میگ
meyg میگو، ملخ، ماهی صید
«میگ سبز»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ ببری
میگوی ببری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ چکو
نوعی میگو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ سرتیز
نوعی میگو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ گپ
میگوی درشت (گامبا)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ گنتک
نوعی میگو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ لافتی
نوعی میگو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میگ نرک
نوعی میگو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میمل
MimeL مشتری دائمی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مینتا
وسط
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مینشن
میانش است
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناتور
نگهبان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخاردم
nâxârdam نمیخورم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نارم
یا نی نرفتم، نی نرهتم نمیروم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نارو
nâaro یا پیوک بیماری ناشی از آب آلوده (درمان با روغن جگر کوسه)، بیماری رشته (کرم رشته)
«ای داد و بیداد از ستم نارو»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناری
یا نی نرفتی، نی نرهتی نمیروی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناریت
یا نارت، نارفتین نمیرود، نمیروند
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناریم
یا نارنگ، نی نرفتنگ نمیرویم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
