پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۱۳ واژه‌ی بندرعباسی

متفرقه نازنی naazanee نمی‌زنی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ناشتا nāštā صبحانه، صبحانه نخورده تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ناهوندم nâhondam نمی‌آیم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نایت نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَجَنگِن najangen می‌جنگد تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخاردم naxârdam دارم می‌خورم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخش نقش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخوی خوابیدی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نرفتی naraftey داری می‌روی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نزیک nazik یا نیز، پهلو نزدیک، کنار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری نشبیل Nashbīl طناب لنگر، کمربند، طناب بستن لنگ «نشبیل لنگ را محکم می‌کند.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشبیلی گرفتن ماهی با قلاب هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشتن nešten نشستن «gar-e dast-e me benin» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خوراک نغار Neghar نوعی خرمای زرد درشت زودرس، خرمای بزرگ زرد، گونه‌ای نخل زودرس با خارک و رطب مرغوب «نغار بزرگ و شیرین» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نغال نام درخت خرما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَک nɔk خوب بودن، کوچک «نَکِن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَگُفتَم na-goftam دارم می‌گویم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگفتن nagoftan می‌گوید، دارند می‌گویند تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگله næglæ بار قاچاق بسته‌بندی‌شده رهاشده در دریا، محموله و بار بسته‌بندی‌شده در لنج، بسته‌های بزرگ کالا که توسط لنج جابهجا می‌شود تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه نم نام، اسم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نِنه nena ننه، مادر تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوجَونی noujavonee نوجوانی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوک nük نوه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوم num نام، اسم «berār-e gap-ü Kāsum num-eš hasta» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته اصطلاح و عبارت نه Na پسوند برای تاکید و عجله، پسوند تأکید و عجله «برو نه.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نهادن nehāden گذاشتن «janāza-ye berār hi xar i-nehā» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نهریم نبودیم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نهوندم nahondam دارم می‌آیم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نی‌انبون ney-anbün نی‌انبان (ساز بادی) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیله یا نیلی آبی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.