واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
اوجاشک
خمیازه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اورنی
Orni روسری حریر یا شیفون گلدوزیشده، روسری تور یا حریر زریدوزیشده برای جشن و عروسی، روسری شیفون رنگی با گلابتوندوزی
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوس
āvus یا آغوس، آووز باردار، حامله، آبستن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوسپیتال
بیمارستان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آوله
āvela آبله
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اومبو
ʔombo بردم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اومخاردن
omxârden خوردهام، خوردم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اومگفتن
یا اومگتن، اومگفتی گفتهام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
آووس
Avoos باردار، حامله، آبستن
«آووس شده»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اهتاواری
اعتبار، امنیت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اهتکاد
اعتقاد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اهل هوا
کسی که یک یا چند بار به تسخیر بادها درآمده و رها شده، کسانی که گرفتار باد شدهاند و پیروان آیین، نام فراگیر بیمارانی که به تسخیر بادها درآمده و درمان شدهاند
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ای طو
eetou اینطور
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ای هادا
ʔi hâda این را بده
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَیاد
فراموش (ضد یاد)
«یادُم هُند ≠ اَیاد اُمکه»
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایتوکا
itükā همینطور، اینطور، اینگونه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایجا
ijā یا ای جا، همجا اینجا
«az eijâ tâ jazirà xayle râheŋ»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایجا نگا بکو
ʔijâ negâ boko اینجا را ببین
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیدین
تنتور ید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایسو
ī-sü اینها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایشو
ایشان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایشه
eesha دارد
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایگفتن
یا ایگوتن، ایگوتی گفته است
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیل
روغن موتور
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اینَهَسته
eenhasta نداشت (اثر نداشت)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیینه
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَ
ba به
«ba hayât ra»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
با
Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر
«با صبح زود به دریا میرود.»
تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپ
bap پدر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپشو
bapšü پدرشوهر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
