واژههای لنگهای با معنی فارسی
واژههای گویش لنگهای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرلنگه کامل میشود؛ اگر واژهای لنگهای میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
دریا و ماهیگیری
جهاز
Jahāz کشتی چوبی، ناو، نام عمومی ناوها
«جهاز بزرگ از بندر حرکت کرد.»
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جی بی اس
ǰi-pi-es / ǰi-bi-es دستگاه نقطهیاب جغرافیایی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیم
gim / ǰim طعمه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاویه
čaviye میلههای بلندی که به کمک پیچهایی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغ پاساج
čeraγ-e pasaž / čeraγ-e pasaǰ چراغهای اطراف کشتی یا شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغ راه
čeraγ-e rah چراغهای اصلی شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغع لم
čeraγ-e dom / čeraγ-e ælæm چراغ پاشنه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرخه
dowre / gerde / čærxe چرخ سکان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چکوندن
čeka kærdæn / čekundæn از دست دادن توازن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چمبر
čombor یا چنبر، چمپری دستبند، النگوی کپکی، دستبند طلای پهن و قبهدار بزرگ
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چنه زدن
čenne zædæn پاک کردن گ سار به وسیلة کشیدن مگ ش ره به بدنة لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیسکو
čisku دلفین
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حامی
hami جریان شدید آب در حین جزر و مد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حوضچه
howzče فضای داخلی بندرگاه که موجشکن آن را احاطه کرده است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیاب
hiyab قسمت قوسیشکل طرفین تفر لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاهر
xahær آرام (دریای بیموج)، به دریای آرام گفته میشود، هوای خوب و دریای آرام این واژه از گویش بوشهری گرفته شده است
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خساک
xassāg ماهی مر کب، مرکبماهی یا ماهی مرکب که شبیه هشتپا یا اختاپوس است
تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُصومه
زیور بینی مانند پتری در سمت چپ بینی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط بری
xætt-e bærri خط شمالی مسیر عبور کشتیهای بزرگ در تنگة هرمز
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط شوهین
xætt-e šohin خط تراز کشتی یا لنج که پس از بارگیری
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط میونه
xætt-e miyune ح د فاصل بین خط کشتی اول و دوم را گویند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خن
xæn پایینترین قسمت درون قایق، انبار لنج، بخش زیرین سطح لنج که در «سینه»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
خور
xur پیشرویِ آب دریا به طرف ساحل باعث بهوجودآمدن آبراه پهن و گاه باریک میشود که به آن خور میگویند، پیشرو ی طبیع ی آب در خشکی به گونهای که خلیج کوچکی را شکل دهد، رودخانه
«خور آب»
تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
خیط
Khīt سیم ماهیگیری، نخ، نخ ماهیگیری
«خیط قوی باید باشد.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داک
fene / dak قسمت مسطحی که در عقب و جلوی لنج واقع شده است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دالون
dālun راهرو
«مَ تَمرَ هُندم، تا دم دالون»
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامر
damær نوعی شیره گیاهی که زردرنگ است، آن را ذوب میکنند و به پنبه میمالند، پنبه آغشته را به دور میخها میپیچند تا آب از کنار میخها به درون لنج نفوذ نکند
تأییدشده · ۳ منبع لارکیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامرد
damerd محلول داغی که برای سفتکاری به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهن پاشنه
dahen pašne سیفهکاری قسمت تحتانی لنج (از آبخور تا بیس)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهن سیفه
dahen sife سیفهکاری قسمت فوقانی لنج (از آبخور تا مصاب)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
