واژههای لنگهای با معنی فارسی
واژههای گویش لنگهای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرلنگه کامل میشود؛ اگر واژهای لنگهای میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
سهلیدون
seleydun / soleydun سرایدان آشپزخانة لنج است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهیلی
soheyli بادی که جهت وزش آن از جنوب شرقی تا جنوب باشد، باد سهیلی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیدات
čeraγ-e seyd / seydat همان چراغ راه است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفهکاری
sife-kari لایهاندود کردن قسمت فوقانی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینگو
Singow خرچنگ
«حالا سینگو دگه خرچنگ ابودن»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینه شدن
sine šodæn فرو رفتن لنج در آب از قسمت سینه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینة لنج
sine-ye lenǰ قسمت جلو لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیوان
torbal / seyvan سایهبان بالای لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شافتو
čæftu / šaftu تختهای که روی بیس قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شامیگو
ša:meygu میگوی بزرگ و سیاهرنگ
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاه داماد
یا شاه داما، شاه دوماد داماد (با احترام)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شب
šeb ماهیگیری با قلاب بدون طعمه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شراع
šora? / šera? بادبان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شعله
šo?le چراغی که بالای تور میگذارند تا شناورهای در حال عبور از وجود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شکل
šækel واحد طول برای طناب لنگر، که برابر است با 27، 5متر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلمون
šælman / šælmun دندههای تختهای داخل لنج که به صورت هلالی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمال
šemal/šomal باد شمالغربی (حدود هشت ماه در سال)، بادی که از سمت مغرب میوزد، بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی باشد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شناس
šenas روستایی در چهار
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوگن
šo[w]gon زیوری که نوعروسان روی مکنا میبستند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صفافی
sæffafi صاف کردن سطح بارهایی مثل شن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ضایع
zaye? نردههای کوتاه دو طرف جالی که موازی سوار نصب میشوند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
طباخ
tæbbax یا طبوخی، طبّوخ آشپز، آشپز و نظافتچی لنج، آشپز در شناورهای چوبی
تأییدشده · ۴ منبع کیشیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
طرازه
tæraze چوبهای موازی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
طعرازه
te?raze محل قرار دادن گرگورها در لنجهای صیادی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عالیه
aliye بخشی از بدنه قایق که بین بُرد و سینه قرار دارد، به قسمت برجسته و قوسی جلوی لنج در طرفین میلسینه گفته میشود
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عامار
æmar / amar بند و طناب متصل به لنگر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عامله
āmele نوعی قایق بزرگ که از تختۀ ساج و کمبار، از روشهای ماهیگیری است که در آن
تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عبد
xadem-e dækæl / abd تیر عمودی کلفت و کوتاهی که دول را به آن میبندند، چوب محکمی که برای استحکام دکل
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عجوز
bærdelæjuz یا باد پیرزن کش
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عطفه
ætfe قطعات چوبی که به بیس وصل است و شلمانها را به بیس وصل میکند، چوبهایی که برای اتصال شلمان و بیس
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
