پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های لنگه‌ای با معنی فارسی

واژه‌های گویش لنگه‌ای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرلنگه کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای لنگه‌ای می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۳۴۲ واژه‌ی لنگه‌ای

متفرقه کرینگ kerein / kereing جرثقیل کشتی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کشاف kæššaf یا کشوف نورافکن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کشتی سوخته kešti suxte منطقهای در شش و نیم مایلی شمال شرقی بندر لنگه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کشتیل kæštil مکانی که لنگر و طناب را در آن می‌گذارند، حوضچة چوبی که در سینة لنج قرار دارد تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته صفت و حالت کشر Kashor یا کشار، کشون کشیده شدن روی زمین، منطقهای در دو مایلی جنوب غربی بندر لنگه «لباس کشر شد» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کلب kalb تیر افقی در جلوی قایق که به دو قائم جلو بسته شده‌است، سگماهی، نوعی ماهی هامور تأییدشده · ۳ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل کلگر gargur یا گرگور قفس صید ماهی، قفس خرچنگ‌گیری، نوعی قفس یا تله است «کلگر خرچنگ» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته خانه کله Kala طاقچه، رف، سربزرگ (لقب) «کله توی دیوار برای شیشه‌ها» تأییدشده · ۵ منبع قشمیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کله زدن (موج) kælle-zædæn بلند بودن موج بیش از پنج پا «دریا چطوره؟ - موج کله میزنه» تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کمک دلیور komak deleyver تکنسین و دستیار د لیور لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کنترل kontorol برج کنترل که عملیات کنترل تردد شناورها تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کنده kondæ خنده، چوبی مدور که به دور پروانه موتورلنج نصب می‌شود، تختة دور پروانه یا پنکة لنج تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته بدن کنگ Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده «کنگ‌های صیاد قوی هستند.» تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه کوچه kuče قسمتی از اسکلة بندر لنگه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کُودُن tænab / bænd-tor kærdæn یا پریمس، چوله کجا، پاره شدن طناب، اجاق تأییدشده · ۳ منبع قشمیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کورو koru / kuru خدمه یا پرسنل شناورها تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا کوش kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی باران‌زا، نوعی کفش «کوش امروز خیلی شدیده» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه کوشی kowši شرقی، واقعشده در شرق تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری کولی kuli کوسه «کولی دریا» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کون keven کابین و اتاق ناخدای لنج، کابین، اتاق ناخدای لنج تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کوئن kuhin / ku?en محلی در چهار مایلی شرق بندر لنگه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کهربا kahrobā مهره‌های سوراخ‌دار درشت زرد یا قهوه‌ای که به گردن می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کیلییر keleyer / kiliyer باز کردن مسیر عبور یا محل پهلوگیری شناور از میان سایر شناوره تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گایم gayem چوبهای محکم و بلندی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گبشه قاشق هنوز بررسی نشده لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گراف lændikeraf / lændigeraf کشتی ساحلی است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گرونده geronde به گل نشستن و در واقع، همان لا حم شدن است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گسار gassār مرجانی که رویه و سطح ظاهریاش مانند سیرابی گوسفند است، چسبیدن خزه به کف و بدنة شناوری که در آب قرار دارد تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاته gælate پول مربوط به هر سفر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گلاس gællas لیوان، لنجی که با طناب لنج دیگری را با خود می‌کشد «گلاس آب» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.