واژههای لنگهای با معنی فارسی
واژههای گویش لنگهای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرلنگه کامل میشود؛ اگر واژهای لنگهای میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کرینگ
kerein / kereing جرثقیل کشتی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشاف
kæššaf یا کشوف نورافکن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشتی سوخته
kešti suxte منطقهای در شش و نیم مایلی شمال شرقی بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشتیل
kæštil مکانی که لنگر و طناب را در آن میگذارند، حوضچة چوبی که در سینة لنج قرار دارد
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کشر
Kashor یا کشار، کشون کشیده شدن روی زمین، منطقهای در دو مایلی جنوب غربی بندر لنگه
«لباس کشر شد»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلب
kalb تیر افقی در جلوی قایق که به دو قائم جلو بسته شدهاست، سگماهی، نوعی ماهی هامور
تأییدشده · ۳ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلگر
gargur یا گرگور قفس صید ماهی، قفس خرچنگگیری، نوعی قفس یا تله است
«کلگر خرچنگ»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
خانه
کله
Kala طاقچه، رف، سربزرگ (لقب)
«کله توی دیوار برای شیشهها»
تأییدشده · ۵ منبع قشمیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کله زدن (موج)
kælle-zædæn بلند بودن موج بیش از پنج پا
«دریا چطوره؟ - موج کله میزنه»
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمک دلیور
komak deleyver تکنسین و دستیار د لیور لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنترل
kontorol برج کنترل که عملیات کنترل تردد شناورها
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنده
kondæ خنده، چوبی مدور که به دور پروانه موتورلنج نصب میشود، تختة دور پروانه یا پنکة لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوچه
kuče قسمتی از اسکلة بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُودُن
tænab / bænd-tor kærdæn یا پریمس، چوله کجا، پاره شدن طناب، اجاق
تأییدشده · ۳ منبع قشمیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کورو
koru / kuru خدمه یا پرسنل شناورها
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کوش
kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی بارانزا، نوعی کفش
«کوش امروز خیلی شدیده»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوشی
kowši شرقی، واقعشده در شرق
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
کولی
kuli کوسه
«کولی دریا»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کون
keven کابین و اتاق ناخدای لنج، کابین، اتاق ناخدای لنج
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوئن
kuhin / ku?en محلی در چهار مایلی شرق بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کهربا
kahrobā مهرههای سوراخدار درشت زرد یا قهوهای که به گردن میکنند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلییر
keleyer / kiliyer باز کردن مسیر عبور یا محل پهلوگیری شناور از میان سایر شناوره
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گایم
gayem چوبهای محکم و بلندی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گبشه
قاشق
هنوز بررسی نشده لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گراف
lændikeraf / lændigeraf کشتی ساحلی است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرونده
geronde به گل نشستن و در واقع، همان لا حم شدن است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گسار
gassār مرجانی که رویه و سطح ظاهریاش مانند سیرابی گوسفند است، چسبیدن خزه به کف و بدنة شناوری که در آب قرار دارد
تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلاته
gælate پول مربوط به هر سفر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گلاس
gællas لیوان، لنجی که با طناب لنج دیگری را با خود میکشد
«گلاس آب»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
