واژههای بستکی با معنی فارسی
واژههای گویش بستکی (بستک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بستک کامل میشود؛ اگر واژهای بستکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
بتیله
batile برقع
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بجلی
bedʒli چراغ قوه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بچه مِهنهِ اَکرداش
bache meni akordash چرا این کار را میکنی؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِخا
bexâ بگز
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِخِل
be-xel بخر
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِدا
bedâ بیا
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بدو
bo-dou یا مَدو، نِدو بیا، شدن
«ای یار ای یار یار بالا بدو»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَر مَزِچه
چرا
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
برا
berut یا بِروت برادر، بالا، دو (مذکر)
تأییدشده · ۴ منبع بستکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُرد
bord دو طرف راست و چپ قایق، پهلو و کنارههای لنج، به قسمتی از لنج گفته میشود
تأییدشده · ۵ منبع لارکیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
برغی
borGi پیچ
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
برکه
Borka برقع، نقاب زنانه، روبند زنان
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
برمیت
bormeyt یا برمت آبنبات، آبنبات (شیرینی نعناعی)
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بطوط
یا بطاطة سیبزمینی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بقسماط
baxsam نوعی نان خشک برای صبحانه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلوز بستکی
پیراهن کوتاه با نوار پهن بستک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلولیت
belulit یا بلالیط نوعی غذای محلی از رشته، شکر، هل
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوک
bocû کیف پول
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بی بُونگ
النگو
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیب
pip پیت کوچک (حدود ۲۰ کیلویی) برای نگهداری خرما
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پترات مکنی
patarat mokoni زیاد صحبت نکنید
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پرسا
عزاداری
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پُرُنو
لانه (گنجشک)
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پش
peš برگ نخل
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پَل پَلَکُو
بادبادک
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پَلکَن بـِبـُش
palkan bebosh برو گم شو
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تال
tāl تختهسنگ بزرگ، سنگ بزرگ، حشرهای سیاه که جوانههای نخل را میخورد و نخل را نابود میکند
تأییدشده · ۳ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تانکی
tanki مخزن فلزی آب یا گازوییل، مخزن فلزی ذخیرهٔ آب
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاو
tāw تب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تبتور
tapatur آدم دستپاچه و گیج
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
