واژههای بستکی با معنی فارسی
واژههای گویش بستکی (بستک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بستک کامل میشود؛ اگر واژهای بستکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
تَپـَتاس
گیج
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تپتور
tapator گیج
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُرسِدو
torsed-o ترسیدن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفاح
سیب
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفصیل
tafṣil بریدن پارچه برای خیاطی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفّو
toffu یا التفاح، توفوه سیب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تل
تر
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُنب
تپه
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَوُا مَعنی پاتیل ناکُن
خودش عیب دارد عیب دیگران میکند
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تهر
tehr- تلخ، ترسیدن
تأییدشده · ۲ منبع بستکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تیپ اوش کرده
tip osh kordo خودش را شیک کرده
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ثلاجه
θalludʒa یخچال
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جبن
dʒeben پنیر (بیشتر پنیر وارداتی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جت
dʒat یونجه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جتی
joti کفش، اسکله
تأییدشده · ۲ منبع لنگهایبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جرس
dʒaras زنگ
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
جک
jak پارچ آب، تنگ آب
«جک آب بریز»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جلّوبیه
dʒallubiyah یا جلابیه لباس بلند و گشاد زنانه و مردانه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جنطه
dʒəntah یا چنته چمدان، کیف
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
جوتی
Jūti کفش، پاپوش
«جوتیهای قدیم را رها کردم.»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوله
dʒula پیکنیک مسافرتی کوچک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونگ
joŋ جان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوونگ
jowoŋ زیبا، قشنگ
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوونیم
joovonim شیک شدهام
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیلی
jili گهواره، گهوارهٔ آویخته از سقف (در گذشته)، ژله
«le lā lā lā konom čukom na jili»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چُدَک
مارمولک
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا اِندهِ کَر کِردُش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا مِندهِ اَکُرداش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا مِهنهِ اَکِرداش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چُول بُدِه
خراب شده
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
