واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
به اُشتُر اَگَن دُومِت بِچِ واپَسِن اَگِت چِم مِسِ هَر کَسِن
be-oštor-agan-dúmet-beče-vápasen-aget-čem-mese-har-kasen به شتر میگویند چرا دُمت از پس است، میگوید چه چیزم مثل همه کس است
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بهته
bahta عقیم
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیدماغ
bidamāγ دمدمی مزاج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیست
bist چوبی است دراز و محکم که در زیر لنج قرار دارد، بدنه و همه چوبهای لنج به این چوب، که شاسی لنج است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیم
bim ن فس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیمتسک
bim-tasak حالت خفه شدن، ن فستنگی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بینمازی
binamāzi عادت ماهیانه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوارد
bivard از طنابهای نگهدارنده دول، دو رشته طناب که از دو طرف دکل لنج را نگه میدارند
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوچه
bivoče بیبی عروس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پابهماه
pā-be-māh نزدیک وضع حمل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاپتی
pā pati یا پا پتی برهنه، پابرهنه
هنوز بررسی نشده مینابیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاچک
pāčak مچ، ساق پا، پاچه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاره
paræ واحد شمارش لنج و قایق، دوپاره لنج، doparæ lænč
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاکج
pākaj کمرگاه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاکستونی
pakestoni نوعی موتورلنج ساخت کشور پاکستان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاکشی
pakæši یکی از روشهای ماهیگیری است، صیادان، درحالیکه هرکدام گوشههایی از تور را در دست گرفتهاند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاگوش
pāguš درگوشی، سیلی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاموتوری
pamotori مسئول موتورخانه لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاوره
paveræ لنگر با دو ناخن آهنی، نوعی لنگر لنج، لنگر دوشاخه
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پپ
pop شش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پپلچک
papolčak چاق و چله، تپل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
پت
Pat دامن لباس، پیراهن، مو
«پتام خیس شده است.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پتان
pætan نام تختهای است که برای جلوگیری از ورود آب به داخل لنج بر روی «بیست» نصب میکنند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پتن
paton گرههای موی شانهشده
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پتنک
patonak گرهی که در گرۀ موهای سر است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پته
pættæ پروانه موتورلنج، صاف و ساده اما نه خل و دیوانه، پختن
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پجی
poji پشمالو، پرمو
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پچول
počol کول
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
پدم
Padom ورم، آماس، ورم و آماس
«دستم پدم شد»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پرمیل
pærmil چوبی که بر روی «میل»، mil، قرار دارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
