واژههای رودانی با معنی فارسی
واژههای گویش رودانی (رودان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان رودان کامل میشود؛ اگر واژهای رودانی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
پتراکی
پراکنده
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پتیدن
پنهان بودن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پتیر
فتیر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پچ
pach وصله پینه، تکه، وصله
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پرچیدن
له بودن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پِرش
آغوز
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پرون
پروند، کمربندی برای بالا رفتن از نخل
در حال بررسی رودانی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
پری
pari سبد برگ نخل برای خرما، ظرف برگ نخل برای خرما، پریروز
«پری برای خرما»
تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پسین
Pesin عصر، بعدازظهر
تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پل پلیسکا
دست و پا زدن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنگ
pang خوشه خرما، انتهای خوشه که به نخل وصل است، چوب پهن انتهای خوشه خرما
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پُهته
کهنه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهریز
پرهیز
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیچوک
پیشانی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تارمِه
سالن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاسیدن
خفه بودن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَتی
کاسه کوچک
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تسندن
tosond-en خفه کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَک و پَرتَک
حصیر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تلا
لطفاً
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تلندن
talon-d-en پاره کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
تولک
toolak سبد، ظرف چیدن خرما، سبد(با برگ نخل درست می شود)
«تولک برای خرید»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جکیدن
jek-id-en پریدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جومه
joma لباس، پیراهن گشاد زنان مسنتر، پیراهن
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکلیت
čāglit شکلات
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکیدن
čākīden در هوا گرفتن، مطلبی را گرفتن و درک کردن، فهمیدن
«to bekard me ačākom.»
تأییدشده · ۲ منبع رودانیخمیری
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
چَپَت
Chapat دمپایی، به جان کسی افتادن، چیزی بر جان ما بیفتد
«چَپَت پا»
تأییدشده · ۳ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چَرخَک
قرقره، نخ خیاطی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چکرندن
čokor-on-d خراشاندن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
چمک
Chemak رقص، رقص بندری، حرکات موزون
«چمک زد»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
