واژههای رودانی با معنی فارسی
واژههای گویش رودانی (رودان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان رودان کامل میشود؛ اگر واژهای رودانی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
خانواده
چوک
Chook یا پس پسر، بچه، پسربچه
«چوک من صیاد خوبی شده است.»
تأییدشده · ۱۷ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیلندن
čilon-d خراب کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیم
چشم
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خوندگ
xōndeg دعوتکنندهٔ عروسی (گروه زنان)
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دردن
derd-en دریدن، پاره کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
درشیدن
derowš-id-en لرزیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
درنج
Doronj یا دروج دیو، آدم ترسناک، موجود شریر قصهها (نیمانسان
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دزیدن
doz-id-en دزدیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دو اشکوب
دو طبقه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُوری
بشقاب
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رستادن
rest-ād-en فرستادن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سخته
sohta سوخته
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
خانه
سرگ
Sarg یا کاوار آلاچیق، کلبه از برگ نخل، سایهبان جلوی خانه
«سرگ رو خانه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرندن
sar-on-d چرخاندن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سوز
süz سبز
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَمَد
چادر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شیشَک
قوچ
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شیطون
عنکبوت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
طَماطِه
tamuto گوجه فرنگی
تأییدشده · ۲ منبع رودانیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُت خُلق
گلو
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچک
Kachak تولهسگ، بغل، پا (بیشتر برای حیوانات)
«کچک درد»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچگ
بچه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُرّات
تره فرنگی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَش
kaš لباس از جنس تریکو، کنار، نزد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمیز
نگاهکننده با دقت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کمیس
kamis پیراهن، پیراهن مردانه
«کمیس سفید»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُندُک نونی
ظرف نان
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُوا
kijɑ; kodʒɑ; kojɑ; kujɑ; kæm dʒɑ; kuwɑ; kɑ یا کُیا، کا کجا، اگر
تأییدشده · ۳ منبع قشمیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَوارِگ
سبد خرما
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
