واژههای خانواده
۳۰ واژهی بندری در دستهی «خانواده» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
خانواده
خالو
Khālu یا خولو دایی، برادر مادر
«خالو حسن صیاد ماهر است.»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
خانواده
خولو
Khulo دایی
«خولو من»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
خانواده
دادا
Dāda یا خاه، خه خواهر، پدر
«دادای من به شهر رفت.»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
