واژههای خانواده
۳۰ واژهی بندری در دستهی «خانواده» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
خانواده
با
Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر
«با صبح زود به دریا میرود.»
تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
خانواده
ماما
مادر
«مادرم غذای خوشمزه درست میکند.»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم
mom یا ماما مادر، مامان، خالت
«مادرم غذای خوشمزه درست میکند.»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم - ماما
Mum - Māma مامان، خالت، عمت
«مُم حسین از بندر آمد.»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم - ماما
Mum - Māma یا مُم - ماما مامان، خالت، عمت
«مُم حسین از بندر آمد.»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
خانواده
موم
müm یا مو (مادر)، موت مادر
«موم من»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیخمیری +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
