واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
طبیعت و آبوهوا
گبن
Gaboon بالا آمدن آب دریا (مد)، بالا آمدن آب دریا، بسیاب
«گبن شروع شد»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
گپ
Gap بزرگ، صحبت، حرف زدن
«آدم گپ است.»
تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
گدار
Goodar تپه بلند، سراشیبی تند و پیچدار، سراشیبی تند
«گدار بلند است»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گدوک
gadük کوزه
«gadük-ušü»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گر
gar نوعی ماهی یا آبزی، کنارِ، نزدِ
«gar-e dast-e me benin»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گراس
بزمجه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گراغ
کلاغ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گراغو
ʔalluɟa یا علاقه، علّوگ علاقه، نوعی ماهی یا آبزی، جالباسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گردنک
gardonak حرکت گردن به طرفین در رقص
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرده
gorda کلیه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرزنگ
Garzeng گهواره
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرسته
gerasta پختهشده
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرگمبه
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرگوشغ
گردباد کوچک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرمادن
آشپزخانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرنگی
Garengi عصبانی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گروک
Gorook قرقره نخ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گرهکو
gerahkoo ماده دودکردنی خلسهآور در مراسم زار، دوای مخصوص زاران که در دورهٔ حجاب به تن بیمار میکشند، معجونی از بیستویک ماده که بابا یا ماما شبها به تن بیمار میمالد
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گِریخ
gerix گریه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گزر
gazer هویج
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گسک
Gask گوساله، بچه گاو
«گسک خوشگل»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گسگ
گوساله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گشته
gešte ماده خوشبو، مادهٔ خوشبوی دودکردنی در اتاق بیمار زار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گشر
gešer نوعی صدف چسبیده به صخرهها و برنده، نوعی گوشماهی یا سنگریزههای دریایی هستند که به بدنه لنج و گلهای ساحل میچسبند، نوعی مرجان دریایی که به کف لنج میچسبد
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گُشنَم
goshnam گرسنهام
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گفتن
geften گرفتن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گک
gak قورباغه
«گک در حوض»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گل اخلک
لبالب، تا خرخره
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گل انو گازی انو
دوباره، از نو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گل بالا
نقش گلدوزی بالای دمپای شلوار ودویی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
