پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۸۶ واژه‌ی بندرعباسی

متفرقه بنگری bangeri النگو، نوعی النگو «to vâ o hama bangeri / o hama ašrafi ruy e sinat» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بنگله ساختمان ویلایی باغ‌دار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بنین بشین هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بودن büd-en شدن، بودن تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری بولت Bult وزنه ماهیگیری، سنگ‌تشت «بولت تور را به پایین می‌کشد.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بولو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه بوم bum نوعی قایق، نوعی کشتی (موتور) بزرگ پرظرفیت، نوعی لنج بزرگ و تقریبا مدور که مخصوص باربری است تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه بومریوم نام یکی از بادهای زار که کم‌توقع است و به خیزرانی کوچک بسنده می‌کند، نام یکی از زارهای کم‌توقع تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه بونگ bōng یا بنگ اذان، بانگ تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بی bey برای، به، نشانهٔ مفعول مستقیم (مانند «را») «sekkavo-ye talâh bey â zani i-dâ» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بی پوشنی bee pooshanee بی‌پوششی، بی‌فرشی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بی چه bey che برای چه، چرا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بیاح biyāh ماهی سفید، کفال، نوعی ماهی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بیچَک bičak عروسک تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بی‌چه ووستادی؟ برای چه ایستادی؟ هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بیرک پرچم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بیگنه بیگانه، غریبه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پاپیل نوعی ماهی مقوا تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پاتلون patelon شلوار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پاو سفره‌ماهی، صفره ماهي تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته گیاهان پاه درخت پاه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته پوشاک پت Pat دامن لباس، پیراهن، مو «پت‌ام خیس شده است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پترات حرف مفت هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتیته سیب‌زمینی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچ pach وصله پینه، تکه، وصله تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته گیاهان پچا pacha بوته‌ای برای هیزم، بوته برای هیزم «پچا هیزم» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پدری یا پَتری زیور طلایی گل‌شکل پره بینی، زیور کوچک نگین‌دار سمت راست بینی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته بدن پدم Padom ورم، آماس، ورم و آماس «دستم پدم شد» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پدهته فاسد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پر por گوشه، خاکستر چوب (برای پوشش سقف)، شدید «vâ por buden nogâm bâd i naborden» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.