واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
پر کن
پراکنده
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
پرپروک
Perprok پروانه، فرفره از برگ نخل، فرفره
«پرپروک میچرخه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
پررغ
Parargh بوتهای با شیره سفید، بوته با شیره سفید
«پررغ شیره»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
پرو
گاو ماده
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پروک
جرقه، اخگر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پروند
parvend طناب بالارفتن از نخل، تیر بلندی که بادبان به آن آویزان است، نوعی کمربند برای بالا رفتن از درخت خرما
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
زمان
پره
Pare پریروز
«پره آمد.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
پری
pari سبد برگ نخل برای خرما، ظرف برگ نخل برای خرما، پریروز
«پری برای خرما»
تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پری پُر اِستک
pari-por-estak یا پری پراستک سبد بزرگ پر از هستهٔ خرما، لولوی کودکان، سبد پر از هستهٔ خرما در مشتا (کودکترسان)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پریتک
پاره حصیر برگ نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پریر
parir پریروز
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پسصبا
passabā پسفردا
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
پسلهُ
Paslahū پشت، عقب چیزی، پشت چیزی
«پسلهُ من دردناک است.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پشتا بری
برگردی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پشترون
قدیمها، پیشترها
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پشتوک
poštük قوز، گوژ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پشنو
پیشانی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پغاشک
داد و فریاد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
پُل
Pul یا بهار پریز برق، سوکت، غلت
«پلی بزن.»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
جانوران
پلاس پلی چکون
عنکبوت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پلپوتیت
پرپر زدن (جان دادن مرغ سربریده)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پلتن
ژاندارم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پلغار
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پلیچکم
یا پلیچکون عنکبوت، تار عنکبوت
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
فعل و کار
پنجروک
Panjrūk نیشگون گرفتن، فشار دادن، نیشگون
«پنجروک مت کن.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنچ
ناخن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنغاری
panneghari نردبان چوبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنگ
pang خوشه خرما، انتهای خوشه که به نخل وصل است، چوب پهن انتهای خوشه خرما
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنهک
penehk پیشانی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنیدن
یا پنک نرم کردن، مشتمال، ماساژ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
