واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
دریا و ماهیگیری
پو
pow سفرهماهی، پا، گل
«پو ماهی»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
پوتنگ
Putang یا پُتِنگ بقچه، بسته، کیسه
«پوتنگ را بردار.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوچه
poocha پوچ است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوز
بینی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
پوزار
Pozar دمپایی، نعلین، پایافزار
«پوزار راحت»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
پوو
Paow یا پوون سفرهماهی، ماهی پوو، برادر
«پوو ماهی تخت و پهنه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
په
pa پس، بعد، گوسفند
«pah rapt ba del lahar»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
پهتکی
pohtaki پوسیده و کهنه، پوسیده، کهنه
«لباس پهتکی شده»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهلوا
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پی
pi چربیای که آن را ذوب میکنند و با نوره مخلوط میکنند و به بدنه لنج میمالند، پیشِ، نزدِ
«pi süv-i»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیسک دل
حوصله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیش
pish یا خوص برگ باریک و نازک نخل، برگ نخل، برگ درخت نخل
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیش تخته
گرامافون
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشتِ
peeshte پیشتر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشترون
در قدیم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
پیلور
piloor بوته ساحلی شبیه پچا، بوته کنار دریا
«پیلور دریا»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تابک
tabok پهلو گرفتن (لنج)، پهلو گرفتن، پهلوگرفتن لنج در کناره اسکله یا لنج دیگر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
خانه
تابوک
Tabook بلوک ساختمانی، بلوک سیمانی، بلوک
«تابوک برای ساخت»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاتامیل
نوعی چادرشب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تازوندن
tāzunden تاختن (اسب)
«sedā-ye tāzunden-e čan tā asp»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاس پلو
قابلمه دردار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاغ
tagh یا گرگ برگ، آبله
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تافال
تنه نخل (برای سقف و روی چاه)، تخته تنه نخل
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تباخ
آشپز
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تپ تپ
پهلو، زیر دندهها، صدای ضربان قلب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَدِردَه
taderda میدریدی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترغزم
عبور کردم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترگزک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَزَنِن
tazanen میزنندت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تش
آتش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
