پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بشاگردی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بشاگردی (بشاگرد، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بشاگرد کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بشاگردی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۷۵ واژه‌ی بشاگردی

متفرقه دونتون duntun دندان تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه دیخ dix دید (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه راست rāst ستاک حال «فرستادن» تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه رِس res رسیدن، خورشید، آفتاب تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه رُوت rowt رفت (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه زَت zatt زد (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه زمی zomi زمین تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه زنگروشه دیو خشکسالی هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه سپیت sepīt سفید تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته جانوران سغ Sagh یا سخ سگ «سغ واقی می‌کنه» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه سور sovær چالاک، تخته‌ای محکم که در ساختن سقف «خَن» لنج کاربرد دارد، این تخته‌ها در حکم تیر‌آهن سقف خانه هستند تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه شِپ šep شب تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه شُماه šomāh شما تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه شمه šoma(h) شما تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته زمان شو Show شب، شوهر، شش «شو رفته‌ایم.» تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه کپ kap فنجان، دهان، کپر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کَپاش kapāš حصیر «munt-om kapɑš ʔa-vahv-et» تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کُتِرک koterk بچه تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کتل ketl قایق کوچک، کتری تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کتم katam کدام تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کر KER میش ماهی، نهنگ، الاغ تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کرت kæræt/keræt درختی است بسیار مقاوم و محکم که از چوب‌های آن در لنج‌سازی استفاده می‌شود، کردن، نوعی درخت بیابانی خاردار با چوب مقاوم تأییدشده · ۴ منبع قشمیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کرون karōn کدام تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کَش kaš لباس از جنس تریکو، کنار، نزد تأییدشده · ۳ منبع مینابیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کل kol گودال، همه، سر «dākā agom kalam dard akon» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیحاجی‌آبادی +۱ هنوز رأی نگرفته بدن کلنچ kelench انگشت، انگشت پا «کلنچ شکسته» تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کم kam کوه، کم، کمان تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیکمزاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کو kū علف، کوه، کاه تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه کوتغ kuteɣ هندوانه تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا کوش kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی باران‌زا، نوعی کفش «کوش امروز خیلی شدیده» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.