واژههای بشاگردی با معنی فارسی
واژههای گویش بشاگردی (بشاگرد، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بشاگرد کامل میشود؛ اگر واژهای بشاگردی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
دونتون
duntun دندان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیخ
dix دید (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راست
rāst ستاک حال «فرستادن»
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رِس
res رسیدن، خورشید، آفتاب
تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رُوت
rowt رفت (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زَت
zatt زد (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زمی
zomi زمین
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زنگروشه
دیو خشکسالی
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سپیت
sepīt سفید
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
سغ
Sagh یا سخ سگ
«سغ واقی میکنه»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سور
sovær چالاک، تختهای محکم که در ساختن سقف «خَن» لنج کاربرد دارد، این تختهها در حکم تیرآهن سقف خانه هستند
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِپ
šep شب
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُماه
šomāh شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمه
šoma(h) شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
زمان
شو
Show شب، شوهر، شش
«شو رفتهایم.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپ
kap فنجان، دهان، کپر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَپاش
kapāš حصیر
«munt-om kapɑš ʔa-vahv-et»
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُتِرک
koterk بچه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتل
ketl قایق کوچک، کتری
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتم
katam کدام
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کر
KER میش ماهی، نهنگ، الاغ
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرت
kæræt/keræt درختی است بسیار مقاوم و محکم که از چوبهای آن در لنجسازی استفاده میشود، کردن، نوعی درخت بیابانی خاردار با چوب مقاوم
تأییدشده · ۴ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرون
karōn کدام
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَش
kaš لباس از جنس تریکو، کنار، نزد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کل
kol گودال، همه، سر
«dākā agom kalam dard akon»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیحاجیآبادی +۱
هنوز رأی نگرفته
بدن
کلنچ
kelench انگشت، انگشت پا
«کلنچ شکسته»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم
kam کوه، کم، کمان
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیکمزاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کو
kū علف، کوه، کاه
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوتغ
kuteɣ هندوانه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کوش
kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی بارانزا، نوعی کفش
«کوش امروز خیلی شدیده»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
