واژههای بستکی با معنی فارسی
واژههای گویش بستکی (بستک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بستک کامل میشود؛ اگر واژهای بستکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
چُول بودو
chool bodo خراب شده
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهوال
ʃahvul یا شهوال حالت چطوره؟
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حالا پیرزن پُمُدُونُش تَل بُدِه
کسانی که دیر متوجه موضوع میشوند
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیله ومَکر زُنُن پَکُو اَزِند اَنُن
حیله و مکر زنان زیاد است
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاو
xāw خواب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خباط
xobut یا خبوت قباد، نوعی ماهی خلیج فارس
تأییدشده · ۲ منبع قشمیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خبّوز
xa:bbuz یا خباز نانوا
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خدّومه
xadduma یا خدامه خدمتکار، کلفت
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرخشه
xarxəʃa صدای حرکت (گنجشک، موش یا گربه)، مصیبت
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خس
xas کاهو
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خِل تاس
khel tas خفه
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلّوطه
xalluta یا خلاطه آبمیوهگیری
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنیث
xanis آدم شرور و بدجنس (تکیهکلام جوانان)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خوار بُدِش
xârbodeš گرفتار شدی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خوه
xux یا خوخ خواهر، هلو
تأییدشده · ۳ منبع بستکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دالاتی
نوعی نوار تزیینی دامن (پیراهن بستکی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُبرَک شُمَدِه
هلش نده
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبله
debla انگشتر نامزدی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دچه
dedʒa یا دجه سکوی جلوی خانه یا مسجد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ددو
dedo دندان، دیدن
تأییدشده · ۲ منبع بستکیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ددونگ
dodoŋ دندان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
درج
daradʒ نردبان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
درزن
darzan دوجین، دوازده عدد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
درواه
دره
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دسو
dasso دسته
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دقمه
docmah کلید وسایل برقی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دکّوس
dacûs یا الدقوس سس گوجهفرنگی تند
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دلاغ
delux یا دلوغ جوراب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دِلَکُو
گنجشک
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دلّه
dalla ظرف قهوه، ظرف نفت و بنزین و مایعات
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
