واژههای بستکی با معنی فارسی
واژههای گویش بستکی (بستک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بستک کامل میشود؛ اگر واژهای بستکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کبت
cabat کمد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچره
caʃrah آشغال، خرت و پرت
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچل اگه راغن اشبي ا سر خش اکشه
Kačal aga rāqan ošbi a ser-e xoš akaše کچل اگر روغن داشته باشد به سر خودش میکشد
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کخ
kex واژهٔ هشدار به کودک برای بیرون آوردن چیز از دهان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَر انُدهُ
میآید
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَر کِردُه
میکند
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرامند ندارد
ارزش آن را دارد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرایه تَبا
keraya ta ba کرایه همراه داری؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرخونه
curxuna یا کرخانه چرخ خیاطی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کري تواکنم که سگ شه هيخ دوو نکرده بي
Kari tavākonem ke sag ša hix-e dov nekerd bi کاری به سرت درمیآورم که سگ به مشک دوغ نکرده باشد
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشاف
kæššaf یا کشوف نورافکن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَشتو
kašto انداختن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشمه
caʃma عینک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کفو
cafu ایولا، آفرین
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلاک
kalāk کلاب (باشگاه)، چوبدستی مخصوص چوپان
در حال بررسی بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلر
calar یقه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلفس
calafs گشنیز (در ورقبازی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَلواز
یا کَل آواز فریاد زدند
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلّوب
kollûb حلقه، قلاب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم خور، نور چش، هيچ مخور و هر دو چش
Kam xor nour-e čaš, hič maxor va har dočaš کمخور نور چشم است، هیچنخور هر دو چشم
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندوره
kandoura یا چهار درزی نوعی پیراهن زنانه بندری با نواردوزی کمر، نوعی لباس زنان بندری، پیراهن (زنانه)
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندیشن
cendeʃan کولر گازی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنکری
cenceri سنگریزهٔ ساختمانی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُه کَرفَتُش
کجا میروید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُه کَهِش توُش
کجا میروید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کيزه گر هوش از بکلن
Kizagar hovoš az bokalen کوزهگر آبش از کوزه شکسته است
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گپش چرب و کاسه ش هشک
Gapoš čarb-o kāsaš hošk کلامش چرب و کاسهاش خشک
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گراغو
ʔalluɟa یا علاقه، علّوگ علاقه، نوعی ماهی یا آبزی، جالباسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گربو
gorbo گربه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گفشه
gafʃa یا قفشه قاشق
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
