واژههای هرمزی با معنی فارسی
واژههای گویش هرمزی (هرمز، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان هرمز کامل میشود؛ اگر واژهای هرمزی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
سیاح
روح سرگردان (ارواح مردگان ناگهانی)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاه چرک
siyah čerak موجود خیالی شبیه گوریل در باغها
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیحر
siher یا سی هِر، سیهر جادوگر، موجود افسانهای: زن پنجاهساله با بینی پهن و روبند و تک، موجود افسانهای جادوگر و ساحر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
سیس
sis پوشش توری دور تنه نخل، الیاف بین شاخههای نخل، پوشش دور کنده نخل
«سیس نخل»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شترماهی
موجود دریایی با کوهان شتر و دم ماهی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرمه
نوعی زریدوزی (حاشیهٔ چادر)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شروند
یا شروه گونهای آواز محلی (شروه) برای خواندن دوبیتی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شک
zari یا زری یکی از بخشهای بافتنی شلوار زنانه بندری، نوار بافته از نخ خوس (طلایی و نقرهای)، زری
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شکبافی
زریبافی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوربا
šurbā ماهی را آبپز میکنند، بافتن (در اصطلاح محلی زریبافی)
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شونشهر
šow-na-šahr شب در شهر است، هیولای سیاهی شب که بچهها را میترساند، موجود تاریکی نیمهشب که کودکان بیدار را میبرد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شهلنگ
قدم بلند، پاها را از هم دور نگه داشتن (در «شهلنگ زدن»)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شیرینی
سفرهٔ کوچکی که پس از حجاب بیمار میچینند و بابا نوع زار را تشخیص میدهد
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
طار
دف
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غراب جنی
qorâb jenni یا غراب شیطان کشتی جنها، غراب شیطان، کشتی پرنور جنها در دریا
تأییدشده · ۳ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غلام داسی
ηolamdasi انسان سیاه و ترسناک با داس بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غلام زنجیری
ηolam zanjiri شخصیت ترسناک با چشمان قرمز و زنجیر بلند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غولک
Ghoolak غول بیابانی که شبها در دشت پرسه میزند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فانی گم شده است
درگذشته است (به جای گفتن «مرد»)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قافله زنگبار
گروه موجودات اسطورهای با موی بور و چشمان سیاه که با کلاه دراز سفر میکنند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قبر عاشقون
یا کبرآشکن نقش زری با دایره و مستطیل، کبرآشکن
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قرقره
بالشتک استوانهای روی کوجن در زریبافی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ک لهقندی
kælle qændi یا کله قندی، یک طرفه جزیرة بنی فرور یا نبی فرور، نقش زری با مثلثهای پیوسته
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاش خیاری
یا محرماتی نقش زری با خطوط موازی شبیه قاچ خربزه
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
کاکا
Kāka یا برار برادر، عمو، دایی
«کاکا علی با من به دریا میرود.»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کالنگ
kaleng صدف، صدفهای درشت، صدف درشت
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کامو
نوعی نخ (چهار قرقره نخ کامو در زریبافی)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپکاپ
kapkap یا قبقاب، کپ کاپ قبقاب، کفش (دمپایی) چوبی زنانه، پاافزار چوبی
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلچه
مراسم عقد
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلوش
نوعی پیراهن زنانه
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
