پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های مینابی با معنی فارسی

واژه‌های گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان میناب کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای مینابی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۳۳ واژه‌ی مینابی

صفت و حالت دیم Dim دم، بوی، دوم «دیم خوب» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه راش raš هجوم آب دریا به داخل قایق، آبی که در اثر برخورد لنج یا قایق با امواج دریا به درون لنج یا قایق می‌ریزد تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه راگه ragæ راه یا مسیری که در اثر جزر آب در کنار ساحل به وجود می‌آید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه راگی ragi لنگر برگرفتن لنج، شناور‎شدن لنج، شناور شدن مجدد و از گل در آمدن شناور پس از لاحم شدن تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رسته restæ پارو، خیابان تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل رشمون Reshmon نخ، ریسمان، ریسمان (نخ نازک) «رشمون برای دوخت» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ raγ رگ، شریان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ به رغ بودن raγ-ba-raγ bodan دررفتگی مفصل یا رگبهرگ شدن استخوانهای دست و پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ پا roγ-e pā بالای پاشنه و دنبالۀ عضلۀ ساق پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ دس raγ-e das نبض تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغتاسه raγ-tāsa عروق اصلی گردن تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغموش raγ-mōš گرفتگی عضلات پشت تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رکن rækon یکی از طناب‎های بادبان لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رن پیچ ron pič ران‌پیچ (تکه‌ی دیگر کفن در برخی مناطق) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رنگ rong موج‌هایی که قبل از تلاطم دریا به‌صورت پراکنده به وجود می‌آیند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رو row رفت، صورت، رو تأییدشده · ۲ منبع لارکیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه روتیم rutim رفتیم تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه روز ruz یا افتو خورشید، آفتاب تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه رون reven قسمتی از لنج، بین«‌پایه» تا «‌برد» تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه روني ravoni تابوت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رویسی roveysi طنابی در لنج که با آن بادبان را تنظیم می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ریتک ritek روده تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ریداله ridāla روده‌ها تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زارغ zāreγ زن حامله تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زارگ zārg کیسۀ صفرا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زاروگه zarugæ نوعی قایق صیادی، قایق بسیار بزرگ ماهیگیری تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زام zam یا زوم نوبت نگهبانی ملونان، نوبت نگهبانی شبانه از لنج، نوبت تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه زانه zanæ همان «کاغر سر» تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زایت zayet چوبی که در اسکلت‌سازی لنج کاربرد دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زبره zebræ یکی از قطعات لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.