پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های مینابی با معنی فارسی

واژه‌های گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان میناب کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای مینابی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۳۳ واژه‌ی مینابی

خوراک زک Zek آدم چالاک، آغوز، آغوز (شیر اول حیوان پس از زایمان) «زک شیر خوب است» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زن بیوه بکن که مال داره / شب و نیمه‌شبی چنگال داره zane bive bokon ke mâl dârad šab o nime šabi čangal dârad یا زن بیوه بکن که مال داره، شب و نیمه شبی چنگال داره با زن بیوهٔ دارا ازدواج کن که همیشه چنگال در خانه دارد، زن بیوه مال و تجربه دارد تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زندنون زنده‌ها تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زنی خوبن که نون اکنت، آتش تو کودون بون اکنت zani xoben ke non akont / âteš to kudon bon akont زن خانه‌دار خوب است هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زورگه zorgæ نوعی قایق چوبی که «سینه» آن پایین است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه زهب zahb یا زَب، زَفت قایم شدن، مخفی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ساتور satur تخته‌هایی لایه‌لایه که در قسمت «سینه» لنج بر روی هم کوبیده می‌شوند، نوک لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ساج saj چوبی که بدنه قایق را از آن می‌سازند، نوعی تخته مرغوب که در لنج‌سازی به کار می‌رود تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سالار چوپان، شبان هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته زمان سبا Sabā فردا «سبا دریا آرام خواهد شد.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سباشو sabashow فرداشب هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سبایی sabbayi دو رشته طناب که از «دول» به «سطحه» وصل است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سبه sæbb روغن‌مالی لنج‌های تخته‌ای تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ستورگ جانوری میان سگ و شغال تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سر sor لب پایین، لب، مرواریدی که در غربال اول می‌ماند تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سر اشکن sær eškæn موجی سرکش که ممکن است لنج‌ها را غرق کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرتندل særtendel سرکارگرِ لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرحد gah یا گاه، گَهدِم شمال (جهت)، از ستارگانی است که جهت شمال را نشان می‌دهد، دشت آشکارا (منطقهٔ گرمسیر) تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سرهنگ særhæng رئیس جاشوان که زیر نظر ناخدا کار می‌کند، سرپرست کارگران در لنج، سرملوان شناورهای چوبی تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سرهیت sær heyt حرکت آرام و آهسته قایق تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سزنگ sozeng بچۀ کوچک انسان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سطحه sæthæ عرشه اصلی، بالای لنج، عرشه تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سغ کن سغ مم دادی saqe ken saqe mom dādi کنایه از انسان بی‌قدر و منزلت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سغندک seghandak شکمبه تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سفاری sæffari لنج مسافربری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سکلا sokalla یا سه کله، سکله نوعی ماهی از تن‌ماهیان، سچل، سکان لنج تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سکنی sokoni سکاندار، کسی که عهده‌دار نگه‌داشتن سکان است و از سود حاصل از لنج، سهم خوبی به او تعلق می‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سل sel روغن کوسه یا نهنگ که به بدنه لنج می‎مالند، این روغن بدبو و قهوه‌ا‎ی‌رنگ است که علاوه‌بر محافظت تخته از پوسیدگی، به لنج جلای خاصی می‌دهد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سلامه sælamæ طنابی در لنج که سکان را به «میل تفر»، mil tæfær، متصل می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سلف sælæf مبلغ پولی که به‌عنوان پیش‌پرداخت به جاشوها می‌دهند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.