واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
سلنسر
selenser اگزوز موتورلنج، اگزوز لنج
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلنگ
saleng خرمای خشکشده، دانههای خشک و بیشیرهٔ خرما (خوراک دام)، دانههای خشک و کمشیره یا بیشیرهٔ خرما که خوراک دام میشود
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلو
selow آهسته، حرکت کند و آرام قایق یا لنج، کم کردن دور موتور و حرکت آهستة شناور
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلونی
saloni نوعی نخل (خرمایش گرد، شبیه الهتری)، گونهای نخل زودرس
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلوه
sælvæ بستن دو سر طناب به هم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلی
sælli اشعاری که بهصورت دستهجمعی هنگام بهآبانداختن لنج خوانده میشود که معمولا درود و صلوات بر پیامبر است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلیدان
seleydan آشپزخانه لنج
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلیفه
selifæ محلی در سطح لنج که آبهای جمعشده از طریق آن به دریا سرازیر میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
سم سم
semsem یا سمسم کنجد، نوعی روغن که در لنجسازی کاربرد دارد، نم نم
«سم سم روغن»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سماچ
sæmmač نوعی لنج ماهیگیری، نوعی قایق و لنج ماهیگیری است، لنج ماهیگیری
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سمبوک
sæmbuk نوعی لنج چوبی، نوعی شناور قدیمی، گونهای لنج
تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
سمر
Samer بیثبات، معلق و پا در هوا، به لنج یا قایقی اطلاق میشود که در اثر تلاطم دریا بر روی آب سرگردان باشد
«قایق سمر موند»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سن
sæn لنگر سنگی برای صخرههای مرجانی، لنگر، بشقاب
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سنات
senat حرکت منظم، آرام و مستقیم لنج بر روی آب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سنگار
sengar همراه، دو یا چند لنج که به همراهی هم سفر میکنند، دو لنج همسفر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سنگل
sængæl نوعی زنجیر در لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
سواس
Sowas کفش از سیس نخل، دمپایی از برگ خرما، پایافزار بافته از سیس نخل
«سواس راحت است»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سور
sovær چالاک، تختهای محکم که در ساختن سقف «خَن» لنج کاربرد دارد، این تختهها در حکم تیرآهن سقف خانه هستند
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
جانوران
سورسک
Sorsak یا سهلوسک پرندهای قهوهای به اندازه قمری، قمری، پرنده قهوهای رنگ
«سورسک آواز»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سه دوری
sedoori جلیقه
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سه روز
ختم
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهن
sahn بشقاب
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهیل
باد خنک تابستانی از دریا (از اول شهریور)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیده
sidæ یا سیدا مسیر راست و مستقیم، مستقیم
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفه
sifæ روغن جگر کوسه که برای آببندی به بدنه جهاز میمالند، روغن کوسه، روغن (جگر) کوسه
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینه
sinæ جلوی قایق، قسمت جلویی لنج
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینه بن
sina ban سینهبند (تکهی کفن زن)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سینه موج
sinæ mowj حرکت لنج یا قایق به سمتی که موج میآید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شافت
šaft لولهای استوانهایشکل که از طریق آن نیرو به پروانه منتقل میشود و آن را به چرخش درمیآورد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاهن
šahen پر، بارزده (در اصطلاح لنجداری)، سرشار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
