پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های مینابی با معنی فارسی

واژه‌های گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان میناب کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای مینابی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۳۳ واژه‌ی مینابی

متفرقه شاهوف šahuf نوعی قایق تخته‌ای، نوعی قایق چوبی تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شبروم šabarōm می‌برم تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شتان šættan هنگامی که لنج یا قایق از دو جهت دارای لنگر باشد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شُتر تو خُوْ اَدینْتا پَنْبَه دانَه šotor-tú-xow-binad-panba-dána شتر در خواب بیند پنبه دانه هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شَرا ša-râ می‌رفت، داشت می‌رفت، شراع تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شش šše شپش تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شغاز šeγaz شکستن یا سوراخ‌شدن تخته‌ای از تخته‌های لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شغله šola شعله تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شگل šegel وسیله‌ای در لنج که دو زنجیر را به هم متصل می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شگه šeggæ سایه‌بان، نوعی پارچه برزنتی که در لنج کاربرد دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شلمُن šælmon چوب‌های خمیده‌ای که در بدنه لنج قرار دارند و مانند دنده انسان هستند، این چوب‌ها به «بیست» متصل می‌شوند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شم مرده šom morda نثار آیینی برای مرده هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شمال šemal/šomal باد شمال‌غربی (حدود هشت ماه در سال)، بادی که از سمت مغرب می‌وزد، بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی باشد تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه شملنگ šam-leng لای پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شنگ šeng ماهی شانگ، درختی خشک و خاردار در قشم، لقب افراد شرور تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته زمان شو Show شب، شوهر، شش «شو رفته‌ایم.» تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته صفت و حالت شوخ Shookh قشنگ، زیبا، شالۀ ران «این لباس خیلی شوخه» تأییدشده · ۳ منبع مینابیپارسیانی هنوز رأی نگرفته متفرقه شوز šōuz سبز تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شوفر šufer مسئول موتورخانه لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شیشۀ پا šiše-ye pā وسط ساق پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شیطانی šitāni محتلم تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه شیوف šiyuf نوعی قایق موتوری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ضربه zærbæ تندوزه یا توفان دریایی، متلاطم‌شدن دریا در اثر باد و باران شدید و برخاستن موج‌های سهمگین که با شدت‌وحدت به قایق‌ها و لنج‌ها ضربه وارد… تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه طباخ tæbbax یا طبوخی، طبّوخ آشپز، آشپز و نظافتچی لنج، آشپز در شناورهای چوبی تأییدشده · ۴ منبع کیشیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه عامه ama عمه هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته خانواده عَمی amu یا عامو، اومو برادر پدر یا مادر، عمو، برادر پدر «عموی من پزشک است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه غادوف γaduf نوعی پاروی یک نفره تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه غایه ghaye وقت، موقع در حال بررسی بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه غبه γobbæ قعر دریا، فاصله گرفتن از خشکی یا ساحل تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه غراب γorab کشتی، کشتی فلزی، کشتی بخار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.