واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کامره
kamræ انباری کوچک در«سینه» و «تفر» لنج، قسمت زیر قماره
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کانچ
kānč کسی که انحراف دید دارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کانه
kanæ تیر روی سکان، چوبی است که به «سکان» متصل است و با آن سکان را حرکت میدهند، چوبی که از بالا به تیغة سکان لنج متصل است و به وسیلة آن
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کبکاپ
نوعی کفش چوبی زنانه
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپتان
kæptan کاپیتان، ناخدا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کپره
kapera زیرپیراهنی، پیراهن، زیر پیراهن
«کپره سفید»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپشو
kapšo وارونه، واژگون، وارونه خوابیدن
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپکاپ
kapkap یا قبقاب، کپ کاپ قبقاب، کفش (دمپایی) چوبی زنانه، پاافزار چوبی
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپی
kæpi نوعی قرقره در لنجهای بادبانی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کت
Kot سوراخ، روزنه، چاله کوچک
«کت توی دیوار»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کت چهم
kot-e čehm کاسه چشم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کت دماغ
kot-e damāγ سوراخ بینی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کت گوش
kot-e guš سوراخ گوش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتیدن
Kotiden کوبیدن
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کج
Koj پولک ماهی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچک
Kachak تولهسگ، بغل، پا (بیشتر برای حیوانات)
«کچک درد»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچمبه
kačomba فضای داخلی دهان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچه
kača چانه، زنخدان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچی
kečči نوعی موتورلنج، لنج بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرانی
kærrani حسابدار لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کربه
Karba آفتابه گلی، آفتابه، آفتابهی گلی
«کربه گلی قدیمی»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرت
kæræt/keræt درختی است بسیار مقاوم و محکم که از چوبهای آن در لنجسازی استفاده میشود، کردن، نوعی درخت بیابانی خاردار با چوب مقاوم
تأییدشده · ۴ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
خانه
کرته
kertæ نوعی گیاه نیمانند برای پوشش سقف، تختهای ضخیم که در قسمت زیرین لنج به کار میرود، درخت شبهنی برای سقف
«کرته برای سقف»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرش
karš شکاف، میان صدف که گاهی مروارید در آن جای میگیرد، قرش
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرش (قرش) چه بدنت کدر (قدر) هو و نمک
koroš če bodont kadre how -o- nemek هر کسی ارزش چیزها را نمیداند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرغ
kerγ عضو داخلی آلت زنانه، چوچوله
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کرک
karek درختچهای با برگ بزرگ و میوهٔ لوبیامانند با الیاف ابریشمی، گردن، شاخه کوتاه بریدهشده
«ya čizi mesle karek / mesle âfat e zarek»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرکرچی
karkarči غضروف
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کرنگ
careng کال و نارس، کال، نارس
«میوه کرنگه»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروا
korva چوبی است منحنیشکل در عقب لنج که یک سر آن به «بیست» و سر دیگر آن به «میل» وصل است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
