واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کریا
korya شاسی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَش
kaš لباس از جنس تریکو، کنار، نزد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کش رون
kaš-e ron کشالۀ ران
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشتی هووغن وا هم اریت، کشتی همجرادون وا هم ناریت
Kasti-havoqon-va-ham-arayt-kasti-ham-jeradon-va-ham-narayt کشتی هووها با هم میرود ولی کشتی جاریها نه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشتیل
kæštil مکانی که لنگر و طناب را در آن میگذارند، حوضچة چوبی که در سینة لنج قرار دارد
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشیل
kæsil محل جمعشدن آبهای نفوذی از دریا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کغار
kaγâr فاخته
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کف دل
kaf-e del جلو شکم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کک
Kak گاز گرفتن، نوعی کنه، گاز(گازگرفتن)
«کک گرفتم»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ککلو
kokalo انگشت کوچک
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلغ
kolegh سرفه، چربیای که در حاشیۀ چشم جمع میشود
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلفات
kælfat تعمیر و پرکردن سوراخها و رخنههای بهوجودآمده در بدنه پایین تختههای لنج با پنبههای آغشته به روغن، تا از…، فتیلههای پنبهای آغشته به روغن کنجد که میان درزهای تختههای لنج میگذارند
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلک
kelak چانه
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلکچی
kelkechi قلقلک
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلمچ
kelamoč استخوان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلمدماغ
kalam-damāγ استخوان بینی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کلنچ
kelench انگشت، انگشت پا
«کلنچ شکسته»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلهب
kælæhb چوبی در سینه لنج که برای نگهداری لنگر به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلیل
kelil کلید
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمبار
kæmbar نوعی طناب ضخیم پر از الیاف نارگیل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمره
komræ انباری کوچک در سینه لنج که ابزار و وسایل جزئی در آن نگهداری میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کمیس
kamis پیراهن، پیراهن مردانه
«کمیس سفید»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنچوک
konchok آرنج
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندروک
kondoruk آدامس
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندوره
kandoura یا چهار درزی نوعی پیراهن زنانه بندری با نواردوزی کمر، نوعی لباس زنان بندری، پیراهن (زنانه)
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنده
kondæ خنده، چوبی مدور که به دور پروانه موتورلنج نصب میشود، تختة دور پروانه یا پنکة لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوار
ظرف آبخوری حیوانات
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوچکن
kōčaken کوچک
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کودون
kudon آتشدان
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
