واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
لنک
lonk لنگ (تکهی سوم کفن)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
لنگ
Lang پارچهای که مردان دور پاها میبندند، پا، گام
«لنگ پارچهای رنگی است.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگوته
لنگ تاشده، لنگ (بهجای شلوار)
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لو
lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
لوار
Laowar یا آتش باد باد بسیار خشک و داغ، باد بسیار خشک و داغ (از شمال به جنوب)، باد گرم و سوزان جنوبغربی (تیر تا شهریور)
«لوار امروز شدیده»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لواشتری
lov-ašteri لبشتری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
لوس
lows لبها (بالا و پایین)، لب، لب بالا و پایین
«لوس سرخ»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لولی
lovli آدم خسیس
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیسی
jelbil یا جلبیل، جلویل نوعی روسری یا دستمال سر زنان، پوشش سر زنان (به جای مقنعه)، روسری
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیفه
lifæ اشیای شناور روی دریا که در اثر موج به بیرون از آن پرتاب میشوند و یا جایی در برخورد با مانعی گیر میکنند که…
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیه
lih تور ماهیگیری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیه سمری
lihsemæri توری که جهت ماهیگیری به قایق بسته میشود و همراه با قایق در دریا حرکت میکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیه مشتن
lih mošten همان «پاکشی»
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
م ت آدم
من میدهمت
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماجرا
majera مسیر حرکت لنج در دریا، مجرا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماچ
mâč نخل، درخت خرما، بوسه
تأییدشده · ۲ منبع مینابیجاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماچله
mačelæ جیره غذای لنج، خواروبار و آذوقه کارکنان لنج، هزینه آذوقه کارکنان لنج
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشوه
mašuvæ قایق پارویی بلند دارای ۱۲ یا ۲۴ پارو، نوعی قایق چوبی کوچکی که از آن برای رفتن به داخل لنج و سوارشدن استفاده میشود، نوعی قایق کوچک
تأییدشده · ۵ منبع کیشیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالچ
maleč اولین تختهای که در زیر لنج به «بیست» وصل میشود، تختهای که روی بیس نصب میشود
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهی نه دریان بیبی نمک اکتیدن
Moey-na-deryan-bibi-nemek-akotiden ماهی هنوز در دریاست مادربزرگ نمک میکوبد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مچ
mæč یا مشک موش، گاو دریایی (دوگونگ)، قلاب و شاخکهای لنگر
«مُشک کوچک»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچک
Mochak یا کوروک مورگی قفس، قفس مرغ یا پرنده، توری دستهدار برای بیرون آوردن خارک از آبجوش
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محمدغلی
کودکترسان مردنما با کیسه، معروف اهالی میناب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدی غهوپ
madi ηovhp کودکترسان معروف بازارهای میناب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد دو زنی شو تو مسجد اخوت
marde do zani šove to masjed axovet مردهایی که دو زن دارند همیشه سرگرداناند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد فخیر ا رو اشتر سفی اگنت
marde faxir arovye aštor safi aqent مرد فقیر بدشانس است
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد کور دو چهم بشتری ناوا
mārde kar do čehm bešterināvā انسان قانع به اندازهٔ نیاز میخواهد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد مگه خودی تجک ببوت
mard maqa xodi tejk bebut آدم مگر خودش شرمنده و پشیمان شود، وگرنه با نصیحت درست نمیشود، کسی که خودش جوهرهٔ خوبشدن نداشته باشد با نصیحت خوب نمیشود
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مردنون
مردهها
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرزاب
mærzab سوراخهای تعبیهشده در کنارهی سطحِ رویهی لنج که باعث تخلیه آب درون لنج میشوند، آب رو یا ناودانهای اطراف عرشه را گویند
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
