پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های مینابی با معنی فارسی

واژه‌های گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان میناب کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای مینابی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۳۳ واژه‌ی مینابی

متفرقه مرزی marzi ناودان، ناودون، آبرو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرگ شش marg-e šoš انگشت شست دست تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مس مخر که منگ اتاره مغ بخر که پنگ اتاره mes maxar ke manq ?atâre moγ bexar ke panq ? târe در اعتبار و ارزش نخل تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مشاید mešayed چوبی ضخیم و محکم که بر روی «سور»ها، sovær، قرار می‎گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مُشْک نَه کُت نارد شِنْگ بِه دُومِ خُو اَبَنْدِت mošk-na-kowt-náred-šeng-ba-dúme-xo-abandet موش داخل سوراخ نمی‌رود جارو به دمش می‌بندد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مغ mogh نخل، درخت نخل، درخت خرما تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مغ به مغ ادینت رنگ اریزت زن به زن ادین پنت اریزت moγ be moγ ?adint rang ?arizet zan be zan ?adin pant ?a rizet تقلید چه درست چه نادرست میان مردم فراوان است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مغ خُش نکیت توتوکش هیچ moγ xôš nakeyt totokŠ hič فلانی خودش نمیرد، مال و اموالش اگر کم شود مشکلی نیست تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مغج maγj مغز تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا مُک Muk زنبورِ سیاه مخملی، بوسه، به زبان کودکان «مُک روی سر زردی دارد.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مکر mokor سوراخ‎های ایجاد‌شده در زیر بدنه‎ لنج که هنگام شست‌وشوی لنج آب از آن‌جا خارج می‎شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مکنعه makna'a مقنعه (پارچه‌ی چهارگوش سر میت زن) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل مکینه mækinæ ماشین ریش‌تراش، موتور لنج، موتورلنج «مکینه ریش» تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه مگاشر mogašer وسیله‌ای فلزی شبیه کاردک که برای کندن و پاک‌کردن «گشر»ها، gešer، از روی بدنه‌ی زیرین لنج به کار می‌رود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مگراز magraz قیچی هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته بدن ملال melal مژه، مژه چشم «ملال سیاه» تأییدشده · ۴ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ملونه molona لوزه تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مم ککلو mom-kokalo انگشت انگشتری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مما moma مادر هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ممی momi مادرش تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه منتینگ mænting نوعی چوب لنج‌سازی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل منجل manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز «منجل بزرگ» تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه منچاف menčaf وسیله‌ای که با آن میخ‌های بزرگ را از تخته بیرون می‌کشند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک مندیل Mandīl عمامه، دستار، سرپیچ «مندیل را دور سر می‌بندند.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه منشووه mænšuwæ همان «ماشوره» تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه منفیس mænæfis/mænæfiz صورتِ بار یا محموله در لنج یا قایق تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه منگ mong تپه‌هایی در خور که هنگام جزر آب نمایان می‌شوند، قایق هنگام مد می‌تواند از این تپه‌ها عبور کند که گاهی هم ممکن…، خرمای نیمه‌رسی که رشدش متوقف شده تأییدشده · ۳ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مَوا ma-vâ یا اُم‌ناوا می‌خواهم، من باید تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه موتور‌چی motorči مسئول موتورخانه لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مورک mork دماغ کوچک تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.