واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مرزی
marzi ناودان، ناودون، آبرو
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرگ شش
marg-e šoš انگشت شست دست
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مس مخر که منگ اتاره مغ بخر که پنگ اتاره
mes maxar ke manq ?atâre moγ bexar ke panq ? târe در اعتبار و ارزش نخل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشاید
mešayed چوبی ضخیم و محکم که بر روی «سور»ها، sovær، قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُشْک نَه کُت نارد شِنْگ بِه دُومِ خُو اَبَنْدِت
mošk-na-kowt-náred-šeng-ba-dúme-xo-abandet موش داخل سوراخ نمیرود جارو به دمش میبندد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مغ
mogh نخل، درخت نخل، درخت خرما
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مغ به مغ ادینت رنگ اریزت زن به زن ادین پنت اریزت
moγ be moγ ?adint rang ?arizet zan be zan ?adin pant ?a rizet تقلید چه درست چه نادرست میان مردم فراوان است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مغ خُش نکیت توتوکش هیچ
moγ xôš nakeyt totokŠ hič فلانی خودش نمیرد، مال و اموالش اگر کم شود مشکلی نیست
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مغج
maγj مغز
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
مُک
Muk زنبورِ سیاه مخملی، بوسه، به زبان کودکان
«مُک روی سر زردی دارد.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مکر
mokor سوراخهای ایجادشده در زیر بدنه لنج که هنگام شستوشوی لنج آب از آنجا خارج میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مکنعه
makna'a مقنعه (پارچهی چهارگوش سر میت زن)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مکینه
mækinæ ماشین ریشتراش، موتور لنج، موتورلنج
«مکینه ریش»
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مگاشر
mogašer وسیلهای فلزی شبیه کاردک که برای کندن و پاککردن «گشر»ها، gešer، از روی بدنهی زیرین لنج به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مگراز
magraz قیچی
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ملال
melal مژه، مژه چشم
«ملال سیاه»
تأییدشده · ۴ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملونه
molona لوزه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم ککلو
mom-kokalo انگشت انگشتری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مما
moma مادر
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ممی
momi مادرش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منتینگ
mænting نوعی چوب لنجسازی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
منجل
manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز
«منجل بزرگ»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منچاف
menčaf وسیلهای که با آن میخهای بزرگ را از تخته بیرون میکشند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
مندیل
Mandīl عمامه، دستار، سرپیچ
«مندیل را دور سر میبندند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منشووه
mænšuwæ همان «ماشوره»
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منفیس
mænæfis/mænæfiz صورتِ بار یا محموله در لنج یا قایق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منگ
mong تپههایی در خور که هنگام جزر آب نمایان میشوند، قایق هنگام مد میتواند از این تپهها عبور کند که گاهی هم ممکن…، خرمای نیمهرسی که رشدش متوقف شده
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَوا
ma-vâ یا اُمناوا میخواهم، من باید
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موتورچی
motorči مسئول موتورخانه لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مورک
mork دماغ کوچک
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
