واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مولی
muli جاشوی دایمی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونج
monj هدف گیری، ماده
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهرنگ
mahreng حصار چوبی
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میداف
midaf پارو، چوب بلندی که برای حرکتدادن قایق در آبهای کمعمق به کار میرود، پاروی قایق
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میل
mil یا میلی دستبند، النگو، تخته اول و آخر در «سینه» و «تفر» لنج که بهشکل عمودی و کمی مایل بر روی «بیست» قرار دارد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخاهر
naxahær ناآرامبودن دریا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ناک
nāk ناف
«ناک بدن»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نالیه
naliyæ نقشه دریایی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نجون
najon بپوش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخن
næxæn سوار بر لنج یا قایق، سوار
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرگت
nargat بزرگ
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نزیک
nazik یا نیز، پهلو نزدیک، کنار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
نشپیل
nešpil طناب بافته که به کمر میبستند، نخ ماهیگیری، طناب برای کمر
«نشپیل کمر»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نشپیلی
nešpuli/nešpili نوعی روش ماهیگیری که قلاب را به نخ میبندند و در آب میاندازند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نعشی
nashi یا ناشی بادشدید، باد سرد و طوفانی زمستانی سواحل، بادی که جهت وزش آن از شمال شرق یا شرق باشد و به ساحل ختم شود
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نکیب
nækib سرکارگر اسکله
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نگله
næglæ بار قاچاق بستهبندیشده رهاشده در دریا، محموله و بار بستهبندیشده در لنج، بستههای بزرگ کالا که توسط لنج جابهجا میشود
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نگه
næ:gæ توقفگاه لنج یا قایق که آن را از توفان و امواج دریا مصون میدارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نوره
nuræ پودری شبیه آهک که با چربی ذوبشده مخلوط میکنند و به بدنه لنج میمالند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نول
nowl کرایه بار حملشده با لنج یا قایق، کرایۀ حمل بار از بندری به بندر دیگر
تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نه میل
namile در حال و آماده رفتن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیز
neyz نزدیک
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیشپل
نخ ماهیگیری (کمربند لنگ)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیشک
neyšk دندان نیش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیم
nim عرشه کوچکتر در عقب قایق، قسمت انتهایی لنج که «کِون» در آن قرار دارد، دوطبقه میکنند به طبقه پایین آن «نیم» میگویند که محل استراحت کارکنان و مسافران و همچنین درامانماندن آنها…
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واکل
vakel همراه، دنبال
در حال بررسی بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وخت سرد و سرما کسی ناگوت مغ ما، وخت کنگ و هارما همه کس اگوت مغ ما
Vaxte sard ô sarma kasi nagut môγe ma vaxte kang ô harma hama kas agut m ôγe ma کنایه از کسانی که در سختی همراه نیستند و در آسایش حاضرند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ودویی
vaduyi نوعی تزیین شلوار (گلدوزی)
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وره
værræ لنج مسافربری که بین دو بندر یا دو جزیره رفتوآمد میکند، که ممکن است برای تکمیل بار یا مسافر چند روزی در…
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
