پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های مینابی با معنی فارسی

واژه‌های گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان میناب کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای مینابی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۳۳ واژه‌ی مینابی

متفرقه تمبولک tambolak جن مسلمان و مؤمن که از باغ نگهبانی می‌کند، موجود کوتاه‌قد آشتی‌پذیر کنار مزارع، جن مسلمان نگهبان باغ تأییدشده · ۲ منبع هرمزیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنبان tonbân شلوار زنانه با پاچهٔ تنگ و تزیینات تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تولر towlær نوعی تخته سرخ‌رنگ که در لنج‌سازی به کار می‌‌رود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل تولک toolak سبد، ظرف چیدن خرما، سبد(با برگ نخل درست می شود) «تولک برای خرید» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه توو tow تب، آوردی؟ در حال بررسی مینابیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه تووش towsh پرتاب هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تهک tehk ن فس تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تی‌چین teyčin نام چوبی است در لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تیلنگ tileng یا تلنگ رشته‌های باریک و دراز خوشهٔ خرما، دسته آویزان خوشه که رطب‌ها به آن وصل‌اند، رشته‌های باریک خوشهٔ خرما که دانه‌های تنگروک روی آن است تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تیو tiyü ساحل دریا تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جاشو jašu کارگر قایق که زیر نظر سرهنگ کار می‌کند، ملوان، کارگر لنج تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جالبوت jalbut نوعی قایق پارویی، نوعی موتورلنج، نوعی کشتی بادبانی تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جالک jālak پستان، سینه تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جالی jali قسمت جلو «خن» لنج، درپوش تخته‌ای انبار و مخزن لنج، درپوش انبار لنج تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جامه jamæ نوعی قرقره که در کنار دکل لنج قرار دارد و با چهار طناب به دکل متصل است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جاهاز jahaz جهاز، اسم عمومی لنج چوبی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جداف jæddaf تیرهای عمودی که برای نگه‌داشتن قایق در ساحل پس از جزر بکار می‌رود، به عمل متعادل نگه‌داشتن لنج در خشکی، با چهار قطعه چوب تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جدم jæddem سبقت‌گرفتن دو لنج از هم، پهلو‌گرفتن دو لنج در کنار هم بدون برخورد با یکدیگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جرئت شو نین jor?atešonin جرئت ندارند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جریدتین jaridatayn دو تکه چوب نخل یا انار که همراه میت دفن می‌شود هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جغر jeγer جگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جل ǰæl نوعی تور ماهیگیری، نوعی تور که برای صید میگو به کار می‌رود، شتر جوان تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جلاف jællaf لنج‌ساز تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوک jolook گهواره هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمول Jamūl دوقلو «جمول هستند.» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک جمه jema پیراهن، لباس، مکانی در کنار دکل لنج که آب‌های نفوذی از دریا در آن‌جا جمع می‌شوند «جُمه سفید» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جن داد jondad تقلا، دست و پا زدن، تقلا کردن تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل جوغن jooghan هاون، هاون کوبی «جوغن ببدام» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جولی juli مستراحِ لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جومه joma لباس، پیراهن گشاد زنان مسن‌تر، پیراهن تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.