واژههای قشمی با معنی فارسی
واژههای گویش قشمی (قشم، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان قشم کامل میشود؛ اگر واژهای قشمی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
داردومک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهیر
خارو
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبان
بچه هوور
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
دخت
Dakht یا کچ، دخ دختر، چه، چی
«دختهای بندر بسیار زیبا هستند.»
تأییدشده · ۱۶ منبع بندرعباسیقشمی +۴
هنوز رأی نگرفته
خانه
دروک
Druk ستون چوبی وسط خانه، نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
«دروک خانه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دکس
دلفین
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دکون
dokôŋ سکو
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمگیر
damgir درمانگر مارگزیدگی
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوراغ
dorāγ درد ناف، افتادن ناف
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دومار
dumār یا دیمار داماد، شوهرخواهر
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دونه گرک
done garak آبله
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوور
Dowvar دستگاه چوبی چرخمانند برای کشیدن لنج به آب و بالا کشیدن لنگر و تور
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهیل
dehil درخت عوسج، نوعی درخت (برگش برای چشمدرد و گلمژه)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیشو
Dishow شیره خرما، دوشاب
تأییدشده · ۲ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیق انداختن
diyandâxtan کوزه انداختن (درمان نازایی)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیکپ تو
daykaptu نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رسته
restæ پارو، خیابان
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روز
ruz یا افتو خورشید، آفتاب
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روزی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
روغن جونون
روغن حیوانی محلی، روغن خوب
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ریغ
riɣ تپه ماسهای، ریگزار، خاک
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زاروگه
zarugæ نوعی قایق صیادی، قایق بسیار بزرگ ماهیگیری
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
زازغ
Zazegh یا شلکی، گلوپا نوعی علف خوراکی پهنبرگ، گیاه بهاری که پختهاش را با ماست میخورند، نوعی علف خوردنی
«زازغ پخته»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زردک
نحیف و لاغر (لقب)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زردوک
zardok یرقان
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زرده
البک، نوعي هوور، کوک دوختهشده با پارچهٔ مشکی پشت برقع
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زن گردون
zan gardōn یا زنگردون مراسم دعوت زنان به عروسی با کاسهٔ نقل و نبات، مراسم دعوت به عروسی (زنان آراسته با کاسهٔ نقل و نبات به در خانهها میروند)
تأییدشده · ۲ منبع قشمیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زیبون
Zebon پلوی ماهی و سیبزمینی سرخکرده
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زیل
zeyl مرواریدی که در ته صدف یا زیر گوشت بدن صدف قرار گرفته است، شفاف
تأییدشده · ۲ منبع قشمیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سادانی
sadani نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
