واژههای قشمی با معنی فارسی
واژههای گویش قشمی (قشم، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان قشم کامل میشود؛ اگر واژهای قشمی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کاشخ
متوتا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاشغ
نوعی ماهی ریز، ماهی کوچک متوتا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاظم
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
کاکا
Kāka یا برار برادر، عمو، دایی
«کاکا علی با من به دریا میرود.»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کایز
یا كازي کازی، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپ کپی
kop kopi ناهموار
«zaminiš kop kopi sangiš syâheŋ»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپرک
kapork عرقسوز (لکههای عرق بر بدن)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچکول
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کدر
یا قدر قدر، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کر
KER میش ماهی، نهنگ، الاغ
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
کرابو
Karaboo دلفین، اسب آبی
«کرابو ساحل بندرعباس»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرت
kæræt/keræt درختی است بسیار مقاوم و محکم که از چوبهای آن در لنجسازی استفاده میشود، کردن، نوعی درخت بیابانی خاردار با چوب مقاوم
تأییدشده · ۴ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کرفه
Karfa وسیله جابهجایی خشت، نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
«کرفه برای خشت»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروس
Kurus یا کروسک، خورو خروس
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
كريزخ
ماهي طلايي
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کزوک
kazuk سوسک سیاه
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کشم
kešm نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِشمی
قشمی (نام گویش)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کفته
kaftê افتاده
«do češmonom bε češme doxte kaftê»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
کلپک
Kalpak مارمولک، مارمولک خانگی، نوعی مارمولک
«کلپک توی تراشه»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلفات
kælfat تعمیر و پرکردن سوراخها و رخنههای بهوجودآمده در بدنه پایین تختههای لنج با پنبههای آغشته به روغن، تا از…، فتیلههای پنبهای آغشته به روغن کنجد که میان درزهای تختههای لنج میگذارند
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلقر
kalqor بداخلاق
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کلکچغ
Kelkechagh حلزونِ کوچک رنگی، صدف کوچک، حلزونهای رنگی ساحلی
«کلکچغها کنار ساحل زندگی میکنند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلگر
gargur یا گرگور قفس صید ماهی، قفس خرچنگگیری، نوعی قفس یا تله است
«کلگر خرچنگ»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلله
kellele بسیار کوچک و کوتوله
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
کلمبا
Kolomba غذایی از آرد و خرما، غذای گندم دلانده (یا ارزن) با ماهی و سبزی، غذا از آرد و خرما
«کلمبا خوشمزه است»
تأییدشده · ۴ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلمی
kalami نیزن، گونهای نخل میانرس و نادر با خارک زردرنگ
تأییدشده · ۲ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کله
Kala طاقچه، رف، سربزرگ (لقب)
«کله توی دیوار برای شیشهها»
تأییدشده · ۵ منبع قشمیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلیکو
کلیکا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
