واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
اسپونه
espuna یا صبانه آچار
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صافی
sāfi یا سافی ماهی صافی (عجمی و عربی)، نوعی ماهی (صافی عجمی و صافی عربی)، ماهی صافی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صافیسواحل
sāfi-savāhel ماهی صافی سیاهرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صافیعجمی
sāfi-ajami ماهی صافی موجدار
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صافیعربی
sāfi-arabi ماهی صافی قهوهایرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صال
sāl ماهی گیش شکمشیاری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صبا
sabā فردا
«ŝāyad sabā bey safar eŝom»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیحاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صبح گا
اول صبح
هنوز بررسی نشده پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صپ
سینی بافته از برگ نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صحبِ نُماز
sohb e nomaaz سپیدهدم (موقع نماز صبح)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صحن
ṣahn بشقاب
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صد ینی
صدتا
تأییدشده · ۱ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صدا دُهُل از دور خَشِن
آواز دهل از دور خوش است
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صده
sedeh ماهی هاوور
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صِرخ
ṣirx /sˠɪɻχ/ یا سِرخ سرخ، طلا، دریای آرام
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صُرَد
پرنده تنهاپرواز کمی بزرگتر از گنجشک با بال سفید و خاکستری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صفافی
sæffafi صاف کردن سطح بارهایی مثل شن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صفد
sofed نوعی صدف که درشتترین مروارید در آن یافت میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صفراء
safrā? مروارید زرد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صلصل
selsel نوعی صدف که مروارید آن قرمزرنگ است و مرغوبیت ندارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صَلی
آواز تکخوان هنگام آغاز حرکت جهاز به دریا
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صلیگه
sellige ساردین
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
صمعه
sam?e قایقی شبیه بلم
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
شغل
صیاد
Sayyād ماهیگیر، درمانگری که خار فرورفته در دست را با دعا بیرون میآورد
«صیاد هر روز صبح به دریا میرود.»
تأییدشده · ۳ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
