پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۱۵ واژه با حرف «ط» پاک کردن فیلترها ✕

متفرقه طابوق tãbûk بلوک ساختمانی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه طار دف هنوز بررسی نشده هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه طاسُو کاسه هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه طباخ tæbbax یا طبوخی، طبّوخ آشپز، آشپز و نظافتچی لنج، آشپز در شناورهای چوبی تأییدشده · ۴ منبع کیشیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه طبگلزگ tabag-lazag کفشکماهی گرد تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه طرازه tæraze چوبهای موازی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه طعرازه te?raze محل قرار دادن گرگورها در لنجهای صیادی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه طغی مغولی‌نما، طاس تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه طلال ساردین، سیمل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه طماشو tamāšu نوعی ماهی ریز تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه طَماطِه tamuto گوجه فرنگی تأییدشده · ۲ منبع رودانیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه طَمیس اُم نِن tamish om nen نمی‌بینم، چشمانم نمی‌بیند تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل طو Tū پیچ، پیچش، حلقه «یه طو بده.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه طواش tovvāš بازرگانان و دلالان خریدار و فروشندة مروارید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل طیاره Tayara هواپیما «طیاره پرواز» تأییدشده · ۳ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.